فضیلت ها وقضاوت های حضرت علی علیه السلام

تقسیم شترها

در عصر خلافت حضرت علی (ع) سه نفر به طور مشترک مالک هفده شتر بودند. یکی از آنها مالک نصف آنها بود و دومی صاحب ثلث آنها و سومی صاحب یک نهم آنها بود و می خواستند به گونه ای تقسیم کنند که هیچ کدام از شترها کشته نشود.

برای این کار راهی نیافتند. لذا به حضور امام علی (ع) آمدند و موضوع را بازگو کردند. آن حضرت برای رفع نزاع آنها یک شتر از شتران خود را بر آنها افزود، هجده شتر شدند. نصف آنها (نه شتر) را به صاحب نصف، ثلث آنها (شش شتر) را به صاحب ثلث و یک نهم آنها (دو شتر) را به صاحب یک نهم داد. به این ترتیب علی (ع) هفده شتر را بین آنها تقسیم کرد و شتر خود را برداشت و به بیت المال برگرداند و آنها راضی از محضر علی (ع) بیرون آمدند.

عفو و بخشش دشمن

 
 
روزی ابوهریره (آن منافق دنیاپرست که جعل حدیث می‎کرد تا رضایت خلفاء و معاویه را جلب کند)، خدمت حضرت علی علیه السلام رسید و با الفاظی اهانت آمیز به امام جسارت کرد، اما حضرت سکوت کرد و پاسخی نداد. اما روز دیگر دوباره خدمت امام رسید و تقاضای کمک کرد. امیرالمومنین علیه السلام نیازهای او را داد. یکی از یاران امام اعتراض کرد، و گفت: یا امیرالمومنین این مرد منافق است و دیروز به شما اهانت کرد، چرا به او اموالی می‎بخشی؟ حضرت فرمود: من از خدا شرم می‎کنم که نادانی او بر علم و عفو من و درخواست او بر کرم من غلبه کند. (9) 9- کوکب دری، ج1، ص139 . منبع: امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 2 .
 
 

برخورد متناسب با شئون اسیران

 
 
فاتحان و لشگریان دنیا آنگاه که سرزمین را فتح می‎کردند، یا لشگری را شکست می‎دادند، به ارزش‎های اخلاقی توجهی نداشتند، عزیزان را ذلیل و بزرگان قوم را به خاک ذلت می‎نشاندند. اما امیرالمومنین علیه السلام در برخورد با اسیران، رفتاری متناسب با آداب و رسوم و شئون ارزشی آنان می‎نمود، و اجازه نمی‎داد با شاهزادگان و فرزندان بزرگان اقوام به گونه‎ای تحقیرآمیز برخورد کنند، مانند: الف- وقتی فرزندان و دختران و زنان پادشاهان ایران را پس از فتح ایران به مدینه نزد خلیفه دوم بردند و آنها تصمیم داشتند که اسیران را چون دیگر اسراء بفروشند یا به سربازان اهداء کنند، حضرت علی علیه‎السلام دخالت کرد و فرمود چنین رفتاری با بزرگان یک قوم ناپسند است، آنها را در ازدواج و انتخاب همسر آزاد بگذارید. ب- چون خلید (یکی از فرماندهان امام علی علیه السلام به استان خراسان رفت، و در نیشابور، شاهزادگان فراری ایران با ایشان نبرد کردند و شکست خوردند، خلید دختران و شاهزادگان ایران را به کوفه خدمت حضرت علی علیه السلام فرستاد. امام آنان را در ازدواج و انتخاب همسر آزاد گذاشت و به سرپرست ایرانی اسیران «نرسی» دستور خوشرفتاری و مهربانی داد تا متناسب شئون آنان به آنها لباس و غذا و مسکن دهند. (8) 8- ناسخ التواریخ امیرالمومنین(ع)، ج1، ص221 .
 

عفو عایشه

 
 
روش برخورد امام علی علیه السلام با دشمن قبل از آغاز نبرد، پیامبرگونه بود، که تلاش در هدایت آنها داشت، و پس از آغاز تجاوز دشمن، قاطعانه ریشه‎های فساد را بر می‎کند، و پس از اتمام جنگ و تسلیم دشمن باز هم پدرانه، و با بزرگواری و محبت برخورد می‎کرد. در جنگ جمل، عایشه آن همه از مردم را فریب داد که هزاران خون بی گناهان ریخته شد، و فتنه‎ها پدید آمد و شعارهای دروغین فراوانی را مطرح کرد، و مردم را بر ضدّ حضرت علی علیه السلام شوراند. اما آنگاه که امام پیروز شد، او را عفو کرد، و کریمانه از زشتی‎های او چشم پوشید. و دوازده هزار درهم به عایشه عطا فرمود تا به مدینه بازگردد، و چهل زن از قبیله عبدالقیس را فرمان داد تا لباس رزم پوشیده، کلاه بر سر گذارند و عایشه را به مدینه برسانند. چون چهل تن از زنان عبدالقیس لباس رزم بر تن و کلاه خود بر سر، و نقاب بر چهره داشتند و عایشه از این شیوه اطلاع نداشت، در طول راه نگران بود و می‎گفت: «چون به مدینه رسم از علی شکایت خواهم کرد.» پس از آن که عایشه را به منزلش در مدینه رساندند نقاب‎ها و کلاه‎خودها را از روی و سر باز کردند، وقتی عایشه فهمید همه آن محافظان زن بودند، بسیار شرمنده شد و از بزرگواری علی علیه السلام در شگفت ماند، گرچه کینه‎های درونی او درمان نیافت.(7) از این الگوی رفتاری درس می‎گیریم که: - با دشمن شکست خورده باید کریمانه رفتار کرد. - و متناسب با شئون و آداب دشمن باید با او رفتار نمود. - و دل‎ها را باید با محبت آرام کرد نه با کینه‎توزی . - و هدف اساسی، هدایت دشمن است، نه خونریزی 7- ناسخ التواریخ امیرالمومنین(ع)، ج1، ص 188 و 189، و مروج الذهب، ج2، ص 379، و الجمل شیخ مفید ص221، و تاریخ طبری، ج3، ص547 و تذکرة الخواص، ص81 .
 

آزاد گذاشتن آب برای دو لشگر (2)

 
 
پیش از آغاز جنگ صفین لشگریان معاویه زودتر وارد صحرای صفین شدند، و رودخانه بزرگ فرات را محاصره کردند تا حضرت علی علیه السلام را در محاصره اقتصادی قرار دهند، برخی از سیاستمداران، معاویه را از محاصره آب نهی کردند و گفتند: «علی کسی نیست که تشنه بماند.» اما معاویه در غرور خود باقی بود. فرمان خط شکستن و آزاد کردن آب فرات وقتی سپاه حضرت علی علیه السلام وارد صحرای صفین شد، آن حضرت خط شکنانی را به فرماندهی امام مجتبی علیه السلام آماده ساخت و این سخنرانی را ایراد فرمود: " قَد استَطعموکمُ القِتالَ، فَأقرّوا عَلی مَذلّةٍ، وَ تَأخیر مَحلةٍ؛ أو رَوّوا السُّیوفَ مِنَ الدّمَاءِ تَرووا مِن الماءِ. فَالموتُ فی حَیاتکُم مَقهورینَ، وَالحَیَاةُ فی موتکُم قَاهرینَ. ألا وَ اِنَّ مُعاویَهَ قَادَ لُمَهً مِنَ الغواة، وَ عَمّسَ عَلیهمُ الخَبرَ، حَتّی جَعَلوا نُحورَهم أغراضَ المنیّةِ." (3) «شامیان با بستن آب شما را به پیکار دعوت کردند. اکنون بر سر دو راهی قرار دارید، یا به ذلت و خواری بر جای خود بنشینید، و یا شمشیرها را از خون آنها سیراب سازید تا از آب سیراب شوید، پس بدانید که مرگ در زندگی توام با شکست، و زندگی جاویدان در مرگ پیروزمندانه شماست. آگاه باشید! معاویه گروهی از گمراهان را همراه آورده و حقیقت را از آنان می‎پوشاند، تا کورکورانه گلوهاشان را آماج تیر و شمشیر کنند.»(4) سربازان امام در همان حملات آغازین آب را آزاد کردند، وقتی فرات از محاصره لشگریان معاویه خارج شد، برخی پیشنهاد دادند که آب را بر روی معاویه همانند آنان ببندیم. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام پاسخ داد: نه، ما برای آب نمی‎جنگیم، آب را آزاد بگذارید، تا هر دو سپاه از آن استفاده کنند، که تنها تیزی شمشیرهای شما، برای آنان کافی است. با این حرکت پیامبرگونه امام، بسیاری هدایت شدند، و از لشگرگاه معاویه فرار کرده به اردوگاه حضرت امیرالمومنین پیوستند.(5) 2- کامل بهائی، ص 251، و ناسخ امیرالمومنین(ع)، ج 3 . 3- اسناد و مدارک این خطبه به شرح زیر است: کتاب صفین، ص 201 و 208، نصر بن مزاحم (متوفای 212 هـ) / شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 325، ابن ابی الحدید (متوفای 656 هـ) / منهاج البراعة، ج1، ص 264، ابن راوندی (متوفای 573) / مروج الذهب، ج2، ص377، مسعودی (متوفای346 هـ) / بحارالانوار، ج32، ص 442، ح 387- 394، مجلسی (متوفای 1110 هـ) . 4- خطبه 51 نهج البلاغه معجم المفهرس مولف 5- کتاب صفین، ابن مزاحم، و شرح ابن ابی الحدید، ج1، ص329
 
 

زنی که فرزند خویش را انکار می کرد

 

او که جوانی نورس بود سراسیمه و شوریده حال در کوچه های مدینه گردش می کرد، و پیوسته از سوز دل به درگاه خدا می نالید : (ای عادل ترین عادلان! میان من و مادرم حکم کن.)
عمر به وی رسید و گفت : ای جوان ! چرا به مادرت نفرین می کنی؟
جوان : مادرم مرا 9 ماه در شکم خود نگهداشته و پس از تولد شیر داده و چون بزرگ شدم و خوب و بد را تشخیص دادم مرا از خود دور نمود و گفت : و پسر من نیستی!
عمر به زن رو کرد و گفت : این پسر چه می گوید؟
زن : ای خلیفه! سوگند به خدایی که در پشت پرده نور نهان است و هیچ دیده ای او را نمی بیند ، و سوگند به محمد (ص) و خاندانش! من هرگز او را نشناخته و نمی دانم از کدام قبیله و طایفه است، قسم یه خدا! او می خواهد با این ادعایش مرا در میان عشیره و بستگانم خوار سازد. و من دوشیزه ای هستم از قریش و تاکنون شوهر ننموده ام .
عمر : بر این مطلب که می گویی شاهد داری؟
زن : آری ، و چهل نفر از برادران عشیره ای خود را جهت شهادت حاضر ساخت. گواهان نزد عمر شهادت دادند که این پسر دروغ گفته ، می خواهد با این تهمتش زن را در بین طایفه و قبیله اش خوار و ننگین سازد.
عمر به ماموران گفت : جوان را بگیرید و به زندان ببرید تا از شهود تحقیق زیادتری بشود و چنانچه گواهیشان به صحت پیوست بر جوان حد افتراء (1) جاری کنم.
ماموران جوان را به طرف زندان می بردند که اتفاقا حضرت امیرالمومنین (ع) در بین راه با ایشان برخورد نمود. چون نگاه جوان به آن حضرت افتاد فریاد براورد : ای پسر عم رسول خدا! از من ستمدیده دادخواهی کن. و ماجرای خود را برای آن حضرت شرح داد.
امیرالمومنین (ع) به ماموران فرمود : جوان را نزد عمر برگردانید. حوان را برگرداندند ، همر از دیدن آنان برآشفت و گفت : من که دستور داده بودم جوان را زندانی کنید چرا او را بازگرداندید؟!
ماموران گفتند : ای خلیفه ! علی بن ابیطالب به ما چنین فرمانی داده ، و ما از خودت شنیده ایم که گفته ای : هرگز از دستورات علی (ع) سرپیچی مکنید.
در این هنگام علی (ع) وارد گردید و فرمود : مادر جوان را حاضر کنید، زن را آوردند و آنگاه به جوان رو کرده و فرمود : چه میگویی؟
جوان داستان خود را به طرز سابق بیان داشت.
علی (ع) به عمر رو کرد و فرمود : آیا اذن می دهی بین ایشان داوری کنم؟ عمر گرفت : سبحان الله ! چگونه اذن ندهم با این که از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود : علی بن ابیطالب از همه شما داناتر است.
امیرالمومنین (ع) به زن فرمود : آیا برای اثبات ادعای خود گواه داری؟
زن : آری ، و شهود را حاضر ساخت و آنان مجددا گواهی دادند.
علی (ع) : اکنون چنان بین آنان داوری کنم که آفریدگار جهان از آن خشنود گردد ، قضاوتی که حبیبم رسول خدا (ص) به من آموخته است ، سپس به زن فرمود : آیا ولی و سرپرستی داری؟
زن : آری ، این شهود همه برادران و اولیای من هستند.
امیرالمومنین (ع) به آنان رو کرده فرمود : حکم من درباره شما و خواهرتان پذیرفته است؟
همگی گفتند : آری.
و آنگاه فرمود : گواه می گیرد خدا را و تمام مسلمانانی را که در این مجلس حضور دارند که عقد بستم این زن را برای این جوان به مهر چهارصد درهم از مال نقد خود، ای قنبر! برخیز درهمام را بیاور.
قنبر درهمها را آورد ، علی (ع) آنها را در دست جوان ریخت و به وی فرمود : این درهمها را در دامن زنت بیندازو نزد من میا مگر این که در تو اثر زفاف باشد (یعنی غسل کرده باشی).
جوان برخاست و درهمها را در دامن زن ریخت و گریبانش را گرفت و گفت : برخیز!
ر این موقع زن فریاد برآورد : آتش! آتش ! ای پسر عم رسول خدا! می خواهی مرا به عقد فرزندم درآوری؟ سوگند به به خدا او پسر من است! آنگاه علت انکار خود را چنین شرح داد : برادرانم مرا به مردی فرومایه تزویج نمودند و این پسر از او به من رسید، و چون بزرگ شد آنان مرا تهدید کردند که فرزند را از خود دوم سازم ، به خدا سوکند او پسر من است. و دست فرزند را گرفت و روانه گردید.
در این هنگام عمر فریاد برآورد : اگر علی نبود عمر هلاک می شد. (2)
1 - هشتاد تازیانه
2 - فروع کافی، کتاب القضایا و الاحکام ، باب النوادر ، حدیث 6 ، تعذیب، باب الزیادات فی القضایا و الاحکام ، حدیث  56

+ نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم شهریور 1393 و ساعت 20:29 |

نمازهاى معروف ديگ...

نماز جعفر طيّار(ره)
نمازِ هديه به معصومين(ع)
نماز ليلة الدّفن
نمازى ديگر براى ليلة الدّفن
نماز اوّل ماه
نماز اعرابى
نماز فرزند براى آمرزش پدر و مادر
نماز و اعمالى ديگر، براى رفع وسوسه هاى قلبى
نماز مسجد جمکران
نماز شب
نماز توسّل به حضرت زهرا(س)
نماز حاجت
نمازى ديگر براى برآورده شدن حاجات
نماز براى رفع سختى ها و دشوارى ها
نماز براى زياد شدن روزى

نمازى ديگر در طلب روزى

 

نماز جعفر طيّار(ره)
این نماز بسیار مهم و ارزشمند است که با سندهاى فراوانى نقل شده است و براى آمرزش گناهان و برآمدن حاجات بسیار مؤثّر است(1) و نام دیگر این نماز «نماز تسبیح» است و شیعه و اهل سنّت آن را با روایات متواتر نقل کرده اند.(2)
وجه نام گذارى آن به نماز جعفر این است که در آن هنگام که جعفر بن ابى طالب (برادر امیر مؤمنان(علیه السلام)) از هجرت حبشه به مدینه بازگشت و به حضور رسول خدا(صلى الله علیه وآله) رسید، آن حضرت بسیار خوشحال شد و میان دو چشمان جعفر را بوسید و فرمود:
اى جعفر! آیا به تو هدیه اى بدهم؟!
عرض کرد: آرى یا رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)!
مردم گمان کردند، که حضرت مى خواهد طلا یا نقره به او ببخشد، آن حضرت(صلى الله علیه وآله)فرمود: عملى را به تو بیاموزم که اگر هر روز یا هر ماه و یا هر سالى یک بار به انجامش توفیق یابى، امید است که خداوند گناهانت را ببخشد، سپس این نماز را به وى آموخت.
بهترین وقت انجام این نماز، در ابتداى روز جمعه است، هرچند در دیگر اوقات شب و روز نیز مى توان خواند.
این نماز چهار رکعت است با دو سلام، در رکعت اوّل بعد از «حمد» سوره «اذا زلزلت» را مى خوانى، و در رکعت دوم بعد از «حمد» سوره «عادیات»، و در رکعت سوم بعد از «حمد» سوره «نصر»، و در رکعت چهارم بعد از حمد، «سوره توحید».
در هر رکعت پس از اتمام حمد و سوره، پانزده مرتبه مى گویى: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ. همین ذکر را پس از ذکر رکوع ده مرتبه و پس از سر برداشتن از رکوع ده مرتبه، در سجده اوّل ـ پس از ذکر سجده ـ ده مرتبه، پس از سر برداشتن از سجده اوّل (وقتى که نشسته اى) ده مرتبه، و در سجده دوم نیز ـ بعد از ذکر سجده ـ ده مرتبه، پس از سر برداشتن از سجده دوم و پیش از برخاستن ده مرتبه (در یک رکعت مجموعاً 75 مرتبه مى شود)، در رکعت دوم نیز همین گونه انجام مى دهى که ده مرتبه آخر آن بعد از سجده دوم و قبل از تشهد خواهد بود و در دو رکعت بعد نیز همین گونه عمل مى کنى (که مجموعاً 300 مرتبه تسبیحات مى شود) به اضافه سایر اذکار نماز.(3)
مرحوم «شیخ کلینى» از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که در سجده آخر رکعت چهارم پس از ذکر تسبیحات بگو:
null
سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَالْوَقارَ، سُبْحانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَکَرَّمَ بِهِ،
منزه است آن کس که لباس عزت و وقار به بر دارد منزه است آن که مجد و بزرگیش فراگرفته و بدان گرامى باشد
سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ مَنْ اَحْصى کُلَّ شَىْء
منزه است آن که جز براى او تسبیح سزاوار نیست منزه آن که علمش همه چیز را
عِلْمُهُ، سُبْحانَ ذِى الْمَنِّ وَ النِّعَمِ، سُبْحانَ ذِى الْقُدْرَةِ وَ الْکَرَمِ، اَللّـهُمَّ اِنّى
احصا کرده منزه است خداى صاحب فضل و نعمت منزه است خداى صاحب کرم و قدرت خدایا
اَسْئَلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ، وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ، وَ اسْمِکَ
از تو مى خواهم به حق آنچه موجب عزت عرش تو گشته و به حق منتهاى رحمت از کتاب تو و اسم
الاَْعْظَمِ، وَ کَلِماتِکَ التّآمَّةِ الَّتى تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلاً، صَلِّ عَـلى مُحَمَّد
اعظمت و کلمات تامه ات (اسما حسنى یا کتابهاى منزله یا غیر آن) که از نظر راستى و عدالت به حد کمال رسیده درود فرست بر محمّد
وَاَهْلِ بَیْتِهِ، وَ افْعَلْ بى کَـذا وَ کَـذا.(4)
وخاندانش و درباره من چنین و چنان کن.
(به جاى جمله آخر، حاجت خود را به عربى یا فارسى از خدا بخواه، و اگر این دعا را حفظ نمى باشد و کسى نیست براى او بخواند، دعا را نشسته مى خواند در حالى که اشاره به سجده کرده است).
علاّمه مجلسى مى نویسد: مرحوم «شیخ» و «سیّد بن طاووس» از مفضّل بن عمر روایت کرده اند که گفت: روزى امام صادق(علیه السلام)را دیدم نماز جعفر را بجا آوردند و پس از نماز دست ها را بلند کردند و گفتند: یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ (به اندازه یک نفس) سپس گفت: یا رَبّاه یا رَبّاه، یا رَبّاه (به اندازه یک نفس) سپس گفت: رَبِّ رَبِّ رَبِّ (به اندازه یک نفس); یا اللّه یا اللّه یا اللّه (به اندازه یک نفس) یا حَىُّ یا حَىُّ یا حَىُّ(5) (به اندازه یک نفس) یا رَحیمُ یا رَحیمُ یا رَحیمُ (به اندازه یک نفس) پس از آن هفت مرتبه یا رَحْمنُ و هفت مرتبه یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ را گفتند و در پایان خواندند:
null
اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِکَ، وَاَنْطِقُ بِالثَّنآءِ عَلَیْکَ، وَ اُمَجِّدُکَ وَ لاغایَةَ
خدایا من گفتارم را به ستایش تو آغاز کنم و به ثناى تو زبان مى گشایم و تو را به بزرگى یاد مى کنم و ستایشت
لِمَدْحِکَ، وَاُثْنى عَلَیْکَ وَ مَنْ یَبْلُغُ غایَةَ ثَنآئِکَ، وَ اَمَدَ مَجْدِکَ، وَ اَنّى
پایان ندارد و تو را ثناگویم ولى آن کس که به منتهاى ثناى تو و انتهاى مجد و عظمتت برسد کیست و کجا
لِخَلیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِکَ، وَ اَىَّ زَمَن لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحاً بِفَضْلِکَ،
مخلوق تو مى توانند به کنه معرفت مجد تو برسند و چه وقت بوده که تو به فضل خویش ستوده نبوده اى
مَوْصُوفاً بِمَجْدِکَ، عَوّاداً عَلَى الْمُذْنِبینَ]الْمُؤْمِنینَ [بِحِلْمِکَ، تَخَلَّفَ
و به مجد و عظمت موصوف نگشته اى و با بردبارى خود بر گنهکاران پى درپى بازنگشته اى ساکنان
سُکّانُ اَرْضِکَ عَنْ طاعَتِکَ، فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفاً بِجُودِکَ، جَواداً
زمینت از اطاعت تو سرباز زدند ولى تو بر آنها به بخشش و عطایت مهر ورزى و به فضل خویش
بِفَضْلِکَ، عَوّاداً بِکَرَمِکَ، یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْمَنّـانُ ذُوالْجَـلالِ وَ الاِْکْرامِ.
بر آنها جود کنى و به کرمت پى در پى بر آنها باز گردى اى که نیست معبودى جز تو نعمت دهنده بسیار و صاحب جلالت و کرامت.
سپس امام(علیه السلام) فرمود: اى مفضّل! هرگاه سختى و حاجتى شدید به تو روى آورد نماز جعفر(رحمه الله) را انجام ده و حاجات خود را از خدا بخواه که برآورده مى شود ان شاءاللّه.(6)
در فضیلت این نماز و آثار و برکات آن هرچه گفته شود کم است و سزاوار است هنگامى که توفیق حاصل گردد از آن غفلت نشود، که در حلّ مشکلات دنیا و آخرت مؤثّر است.
null

1. اين نماز در کافى، جلد 3، صفحه 465، حديث 1 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 193 به بعد، به نقل از جمال الاسبوع، مصباح المتهجّد، منهاج الصلاح، بلد الامين، ثواب الاعمال و ديگر کتب نقل شده است.
2. عروة الوثقى، فصل صلاة جعفر.
3. جمال الاسبوع، صفحه 282 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 193، حديث 1.
4. کافى، جلد 3، صفحه 467، حديث 6.
5. اين ذکر در بحار نيامده، ولى در مصباح المتهجّد (صفحه 311) آمده است.
6. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 200، حديث 4. اين حديث و اذکار و دعاى آن در مصباح المتهجّد، صفحه 311 و جمال الاسبوع، صفحه 294 با مقدارى تفاوت نقل شده است.

 

نمازِ هديه به معصومين(ع)
از معصومین(علیهم السلام) نمازهایى براى هدیه به آن بزرگواران (منظور هدیه ثواب آن است) نقل شده است که به این صورت است:
1ـ در روز جمعه هشت رکعت نماز مى خوانى (هر دو رکعت به یک سلام) و ثواب چهار رکعت آن را به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و چهار رکعت دیگر را به حضرت فاطمه(علیها السلام) هدیه مى کنى.
2ـ در روز شنبه چهار رکعت نماز مى خوانى و ثواب آن را به امیر مؤمنان(علیه السلام) هدیه مى کنى.
3ـ در روز یکشنبه به امام حسن(علیه السلام)، روز دوشنبه به امام حسین، روز سه شنبه به امام زین العابدین، روز چهارشنبه به امام باقر و روز پنجشنبه به امام صادق(علیهم السلام) هدیه مى کنى.
4ـ در روز جمعه مجدّداً هشت رکعت نماز مى خوانى و چهار رکعت آن را به رسول خدا(صلى الله علیه وآله)و چهار رکعت دیگر را به حضرت فاطمه(علیها السلام) هدیه مى کنى.
5ـ روز شنبه چهار رکعت نماز مى خوانى و به امام کاظم(علیه السلام) هدیه مى کنى و در روز یکشنبه به امام رضا(علیه السلام)و روز دوشنبه به امام جواد(علیه السلام)، روز سه شنبه به امام هادى(علیه السلام) و روز چهارشنبه به امام حسن عسکرى(علیه السلام) و روز پنج شنبه به امام زمان(علیه السلام)هدیه مى کنى.
میان هر دو رکعت از این نمازها این دعا را مى خوانى:
null
اَللّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ، وَ مِنْکَ السَّلامُ، وَ اِلَیْکَ یَعُودُ السَّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنْکَ
خدایا تویى سلام و از توست سلام (و سلامتى) و بسوى تو بازگردد سلام تحیّت فرست پروردگارا بر ما
بِالسَّلامِ، اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ الرَّکَعاتِ هَدِیَّةٌ مِنّا اِلى وَلِیِّکَ فُلان،
به سلام خدایا این چند رکعت هدیه اى است از ما بسوى ولى تو فلان
(به جاى کلمه فلان، نام آن معصوم(علیه السلام) را مى برى)
null
فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ بَلِّغْهُ اِیّاها، وَاَعْطِنى
پس درود فرست بر محمّد و آلش و اینها را به او برسان و عطا کن به من
اَفْضَلَ اَمَلى وَ رَجآئى فیکَ، وَ فى رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.
بهترین امید و آرزویم را درباره خود و درباره پیامبرت که درودهاى تو بر او و آلش و درباره او.
در این حدیث آمده پس از آن هرچه که بخواهى، از خدا طلب کن و دعا نما.(1)
null

1. مصباح المتهجّد، صفحه 322 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 217.

 

نماز ليلة الدّفن
نماز لیلة الدفن (شب بعد از دفن میّت) دو رکعت است که در رکعت اوّل «حمد» و «آیة الکرسى» خوانده مى شود و در رکعت دوم یک مرتبه «حمد» و ده بار سوره «انّا انزلناه»; وقتى که نماز به پایان رسید، مى گویى:
null
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ ابْعَثْ ثَوابَهُما اِلى قَبْرِ فُلان.
خدایا درود بفرست بر محمّد و آل محمّد و بفرست ثواب آن نماز را به قبر فلان کس.
که به جاى «فلان» نام میّت را ذکر مى کنى.(1)
و این یکى از بهترین هدایاست که انسان مى تواند براى اموات خود در آن شب پرخوف و خطر بفرستد. این نماز را مى توان براى هر مؤمنى خواند و هرچند نفر بخوانند خوب است.
null

1. مصباح کفعمى، صفحه 411; بلدالامين، صفحه 164 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 219، حديث 5.

 

نمازى ديگر براى ليلة الدّفن
از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) روایت شده است که فرمود: بر میّت ساعتى سخت تر از شب اوّل قبر نیست، پس با صدقه دادن به اموات خویش رحم کنید، و اگر نتوانستید براى آنان صدقه بدهید، دو رکعت نماز بگذارید بدین گونه که در رکعت اوّل سوره «حمد» یک مرتبه و سوره «توحید» دو بار خوانده شود و در رکعت دوم سوره «حمد» یک بار و سوره «تکاثر» نیز ده بار خوانده شود، پس از سلام نماز گفته شود:
null
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد،وَ ابْعَثْ ثَوابَهُما اِلى قَبْرِ ذلِکَ الْمَیِّتِ،
خدایا درود فرست بر محّمد و آل محمّد و بفرست ثواب این نماز را به سوى قبر این مرده
فُلانِ بْنِ فُلان.
فلانى پسر فلانى.
(به جاى فلان بن فلان نام میّت و پدرش را ببرد) در همان ساعت خداوند پاداش عظیمى به آن میّت و به نمازگزار عطا مى کند.(1)
مرحوم «علاّمه مجلسى» در کتاب «زاد المعاد» گفته است: سزاوار است براى انسان که مردگانش را فراموش نکند، چرا که دستشان از اعمال خیر کوتاه است و به محبّت هاى فرزندان و خویشان و برادران دینى، چشم دوخته اند، مخصوصاً به هنگام نماز شب بیشتر باید براى آنان دعا کرد و همچنین بعد از نمازهاى واجب و در زیارتگاهها و مشاهد مشرّفه به یاد آنان بود، و براى آنها دعا کرد، و براى آنها اعمال خیرى را به جا آورد. در روایتى آمده است: چه بسا فرزندى در حال حیات پدر و مادرش، عاق (مورد نفرت) آنان باشد و آنها از وى ناراضى و ناخشنود باشند ; ولى پس از فوت پدر و مادر، این فرزند نیکوکار گردد و اعمال خیرى را براى آنها بجا آورد و رضایت آنها را فراهم کند و چه بسا که فرزندى در حال حیات پدر و مادر، نیکوکار و خوب بوده و مورد علاقه آنان، ولى پس از فوت پدر و مادر چون کار خیر براى آنها کم انجام مى دهد، سبب ناخشنودى پدر و مادر خویش گردد.
عمده خیرات براى پدر و مادر و سایر خویشان آن است که قرض هاى آنان را ادا کند و ذمّه آنان را از حقوق خدا و خلق خدا، پاک گرداند و اعمالى مانند حجّ و سایر عباداتى که از وى فوت شده است را، یا خود بجا آورد و یا دیگرى را براى آن امور اجیر کند.(2)
null

1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 219، حديث 4 .
2. زاد المعاد، صفحه 573. (با تلخيص و تصرّف).

 

نماز اوّل ماه
نماز اوّل ماه نماز بسیار خوب و با برکتى است که شرح آن در اعمال اوّل هر ماه (صفحه 597) آمده است.
null

null

نماز اعرابى
«سیّد بن طاووس» در کتاب «جمال الاسبوع» از شیخ تلّ عکبرى(1) نقل کرده است که مردى بادیه نشین به محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مشرّف شد و گفت: اى رسول خدا! پدر و مادرم فدایت باد! ما در بادیه زندگى مى کنیم که از شهر مدینه دور است، از این رو نمى توانم هرجمعه، براى نماز جمعه حاضر شوم، مرا به عملى راهنمایى فرما که با انجام آن فضیلت نماز جمعه را دریابم، تا وقتى که به میان قبیله و خانواده ام برگشتم، این عمل را به آنان نیز بیاموزم.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: هنگامى که روشنایى روز کاملاً بالا آمد، دو رکعت نماز بخوان بدین صورت که: در رکعت اوّل یک مرتبه سوره «حمد» و هفت مرتبه سوره «قل اعوذ برب الفلق» و در رکعت دوم، پس از «حمد» هفت مرتبه سوره «ناس» و پس از سلام نماز، هفت مرتبه آیة الکرسى را بخوان.
پس از آن هشت رکعت نماز مى خوانى که هر چهار رکعت را به یک سلام تمام مى کنى(2) بدین نحو که پس از دو رکعت تشهد مى خوانى ولى سلام نمى دهى، بلکه در رکعت چهارم سلام مى دهى و چهار رکعت بعد را نیز به همان نحو انجام مى دهى.
در این هشت رکعت، در هر رکعتى یک «حمد» و یک بار سوره «اذا جاء نصر اللّه» و بیست و پنج مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را مى خوانى، پس از تشهّد و سلام نماز هفت مرتبه این دعا را بخوان:
null
یا حَىُّ یا قَیّوُمُ، یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، یا اِلهَ الاَْوَّلینَ وَ الاْخِرینَ، یا
اى زنده اى پاینده اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى معبود اوّلین و آخرین اى
اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، یا رَحْمنَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَ رَحیمَهُما، یا رَبِّ یا رَبِّ یا
مهربانترین مهربانان اى بخشاینده در دنیا و آخرت و مهربان در آن دو اى پروردگار اى پروردگار اى
رَبِّ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ یا
پروردگار، اى پروردگار، اى پروردگار، اى پروردگار، اى پروردگار، اى خدا، اى خدا، اى خدا، اى خدا، اى خدا، اى خدا اى
اَللهُ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَاغْفِرْلى
خدا درود فرست بر محمّد و آل محمّد و بیامرز مرا
سپس حاجت خود را طلب مى کنى و پس از آن هفتاد مرتبه مى گویى:
null
لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ
جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ
و مى گویى:
null
وَسُبْحانَ اللهِ رَبِّ الْعَرْشِ الْکَریمِ.
و منزه است خدا پروردگار عرش کریم.
آنگاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: سوگند به خدایى که مرا به حق مبعوث کرد، هر مرد و زن مؤمنى که این نماز را در روز جمعه بخواند، من بهشت را براى او ضمانت مى کنم و از جاى خویش برنخیزد جز آن که خداوند گناهانش و گناهان پدر و مادرش را بیامرزد...(3)
این نماز را مرحوم «شیخ طوسى» نیز در «مصباح المتهجّد» نقل کرده است ; ولى دعاى فوق در آن ذکر نشده است، بلکه فرمود: چون از نماز فارغ شدى هفتاد بار بگو:
null
سُبْحانَ اللهِ رَبِّ الْعَرْشِ الْکَریمَ،وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ.(4)
منزّه است خدا پروردگار عرش بزرگوار و هیچ جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ.

1. «تلّ عکبر» نام محلّى است در عُکبَرى، که شهر کوچکى است در ده فرسخى بغداد (معجم البلدان، جلد 2، صفحه 42 و جلد 4، صفحه 142).
2. تمام نمازهاى مستحب در دو رکعتى سلام گفته مى شود جز نماز اعرابى که هشت رکعت آن به دو سلام است. (هر چهار رکعت يک سلام).
3. جمال الاسبوع، صفحه 320 و بحارالانوار، جلد 86، صفحه 382.
4. مصباح المتهجّد، صفحه 317.

 

نماز فرزند براى آمرزش پدر و مادر
این نماز دو رکعت است، در رکعت اوّل پس از سوره «حمد»، ده بار مى گویى:
null
رَبِّ اغْفِرْلى وَلِوالِدَىَّ وَ لِلْمُؤْمِنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسابُ.
پروردگارا بیامرز مرا و پدر و مادرم و دیگر مؤمنان را در روزى که حساب برپا شود
و در رکعت دوم پس از سوره حمد، ده مرتبه مى خوانى:
null
رَبِّ اغْفِرْلى وَ لِوالِدَىَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِىَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنینَ
پروردگارا بیامرز مرا و پدر و مادرم و هرکه در حال ایمان به خانه من درآید و هر مرد مؤمن
وَالْمُؤْمِناتِ
و زن با ایمانى را
پس از سلام نماز نیز ده بار مى گویى:
null
رَبِّ ارْحَمْهُماکَمارَبَّیانى صَغیراً.(1)
پروردگارا ترحم کن بر ایشان چنانچه پروریدند مرا در کودکى.

1. مکارم الاخلاق، صفحه 334 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 220.

 

نماز و اعمالى ديگر، براى رفع وسوسه هاى قلبى
بسیارند کسانى که به وسوسه هاى فکرى در امور اعتقادى و مانند آن گرفتار مى شوند و گاه تصوّر مى کنند این وسوسه ها موجب تزلزل ایمان آنها مى شود، در حالى که چنین نیست.
از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمود: هیچ مؤمنى نیست که بر او چهل روز بگذرد، مگر آن که به حدیث نفس دچار شود، وقتى چنین شد دو رکعت نماز بگذارد و از آن به خدا پناه برد.(1) همچنین آن حضرت فرمود: حضرت آدم(علیه السلام) از حدیث نفس به خدا شکایت کرد، جبرئیل نازل شد و گفت: بگو: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ. حضرت آدم(علیه السلام) این ذکر را گفت و حدیث نفس از او برطرف شد.(2)
از این روایات استفاده مى شود که همیشه این وسوسه هاى شیطانى بوده و راه نجات از آنها، پناه بردن به خدا و بى اعتنایى به آن است.
در حدیث دیگرى امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد و از وسوسه و فقر و دَیْن سنگینى که داشت شکایت کرد. رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: مکرّر بگو:
null
تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لایَمُوتُ، وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً
توکل کردم بر خداى زنده اى که نمیرد و ستایش خدایى راست که نگیرد همسر
وَ لا وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِى الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ
و فرزندى و نیست برایش شریکى در فرمانروایى و نیست برایش یارى از خوارى
وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً.
و به کمال بزرگى او را بزرگ شمار.
پس از مدّتى آن مرد به نزد رسول خدا بازگشت و گفت: اى رسول خدا! خداوند وسوسه مرا زایل کرد و دَیْنم را ادا نمود و رزقم را زیاد کرد.(3)
همچنین روایت شده، براى رفع وسوسه هاى شیطان ـ آنگاه که در قلبت شکّى پیدا شد ـ بگو:
null
هُـوَ الاَْوَّلُ وَالاْخِرُ، وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ، وَ هُوَ بِکُلِّ شَىْء عَلیـمٌ.(4)
اوست آغاز و انجام و آشکار و نهان و او به هر چیز داناست.
همچنین در حدیث دیگرى امام صادق(علیه السلام) فرمود: براى رفع وسوسه هاى شیطان، در حالى که دستت را به سینه ات مى کشى بگو:
null
بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، وَلاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ
بنام خدا و به ذات خدا محمّد رسول خداست و جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى
الْعَظیمِ، اَللّهُمَّ امْسَحْ عَنّى ما اَحْــذَرُ.
بزرگ خدایا پاک کن از من آنچه را از آن مى ترسم.
آنگاه دست به شکم خود مى کشى و این ذکر را سه مرتبه مى گویى که ان شاءاللّه آن وسوسه برطرف خواهد شد.(5)
همچنین طبق آنچه در روایات آمده براى رفع وسوسه، این امور نیز مؤثّر است:
شستن سر با سدر(6)، مسواک کردن(7)، خوردن انار(8)، آشامیدن آب نیسان(9)،(10) و روزه گرفتن به مدّت سه روز از هر ماه; که عبارت است از پنج شنبه اوّل ماه و آخر ماه و چهارشنبه از وسط ماه(11) و همچنین بگوید:
null
اَعُوذُ بِاللهِ الْقَوِىِّ مِنَ الشَّیْطانِ الْغَوِىِّ، وَ اَعُوذُ بِمُحَمَّد الرَّضِىِّ مِنْ
پناه مى برم به خداى نیرومند از شیطان گمراه و پناه مى برم به محمّد پسندیده از
شَرِّ ما قُدِّرَ وَ قُضِىَ، وَ اَعُوذُ بِاِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الْجِنَّةِ وَ النّاسِ اَجْمَعینَ.(12)
شر آنچه مقدر گشته و قضا بر آن رفته و پناه مى برم به معبود مردم از شرّ جن و مردم همگى.
باید توجّه داشت که وسوسه ها ریشه هاى مختلف جسمى و روحى دارد که با پیدا کردن ریشه ها باید در دفع آنها کوشید، و به یقین بى اعتنایى به وسوسه یکى از طرق مهمّ درمان است (البتّه بعد از علم و آگاهى کافى به مسائل اعتقادى و عملى) و کسانى که زیاد به آن اعتنا کنند دائماً در عذاب خواهند بود.
وسواس در مسائل عملى و عبادات مخصوصاً در امورى مانند طهارت و نجاست، بسیار زیاد است، بهترین و مؤثّرترین راه دفع آن (پس از آگاهى بر مسائل شرعى و احکام) این است که به افراد معمولى از مؤمنان نگاه کند و ببیند که آنها (مثلاً) براى آب کشیدن بدن یا لباس خود چه اندازه آب مصرف مى کنند به همان اندازه قناعت کند، هرچند شیطان وسوسه مى کند و مى گوید پاک نشده است. هرگز اعتنا به این شک ها نکند که ما مسئولیّت اعمال او را بر عهده مى گیریم!
null

1. مکارم الاخلاق، صفحه 328 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 354، حديث 17.
2. امالى صدوق، صفحه 543، حديث 5 و بحارالانوار، جلد 90، صفحه 186، حديث 5.
3. کافى، جلد 2، صفحه 555، حديث 3.
4. بحارالانوار، جلد 92، صفحه 137، حديث 4.
5. همان مدرک، صفحه 138، حديث 3.
6. ثواب الاعمال، صفحه 20 و بحارالانوار، جلد 73، صفحه 87، حديث 6.
7. امالى طوسى، صفحه 667، حديث 3 و بحارالانوار، جلد 73، صفحه 139، حديث 52 .
8. محاسن، جلد 2، صفحه 543، حديث 845 و بحارالانوار، جلد 63، صفحه 161، حديث 33.
9. «نيسان» نام يکى از ماههاى رومى است، که پس از 23 روز از ماه فروردين، ماه نيسان داخل مى شود و مدّت آن نيز 30 روز است و در اعمال ماههاى رومى شرح آن گذشت.
10. مهج الدعوات، صفحه 356 و بحارالانوار، جلد 63، صفحه 477.
11. بحارالانوار، جلد 94، صفحه 96، حديث 12.
12. بشارة المصطفى، صفحه 27 و بحارالانوار، جلد 74، صفحه 273.

 

 

نماز مسجد جمکران
مسجد جمکران در نزدیکى شهر مقدّس قم واقع شده است که به امر امام زمان(علیه السلام) بنا گردید و داراى آثار و برکات فراوانى است.
مرحوم حاج میرزا «حسین نورى» در کتاب «نجم الثاقب» داستان بناى آن را نقل کرده است و در همان حکایت که در بیدارى واقع شده نه در خواب، به نقل از امام زمان(علیه السلام) خطاب به حسن مُثله جمکرانى آمده است: به مردم بگو به این مکان رغبت نشان دهند و آن را مغتنم بشمارند و در آن جا چهار رکعت نماز بگذارند:
1ـ دو رکعت نماز تحیّت مسجد که در هر رکعتى یک مرتبه «حمد» و هفت مرتبه سوره «قل هو الله احد» بخوانند و هفت بار ذکر رکوع و در هر سجده هفت بار نیز ذکر سجود را بگویند (در رکوع هفت بار بگوید سبحان ربّى الْعظیم و بحمده و در سجده هفت بار بگوید سبحان ربّى الأعلى و بحمده).
2ـ دو رکعت نماز امام زمان(علیه السلام) بخواند به این نحو که، در رکعت اوّل سوره «حمد» را آغاز کند و چون به جمله «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» رسید، صد مرتبه آن را تکرار نماید و سپس بقیّه حمد را تا آخر بخواند (آنگاه یک مرتبه سوره «قل هو اللّه احد» را بخواند) و ذکر رکوع و سجود را هفت مرتبه بگوید و رکعت دوم را نیز به همین صورت انجام دهد. پس از نماز یک بار بگوید: لا اِلهَ اِلاَّ اللّه و سپس تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) را بگوید; آنگاه سر به سجده بگذارد و صد بار صلوات بفرستد.
امام زمان(علیه السلام) فرمود: «فَمَنْ صَلاّهُما فَکَاَنَّما صَلّى فِى الْبَیْتِ الْعَتیقِ; هر کس این دو نماز را (به این نحو) انجام دهد گویا در کعبه نماز خوانده است».(1)
null

1. اين داستان به طور مشروح در «نجم الثاقب» صفحه 383 - 388 آمده است.

نماز شب
نماز شب از نمازهاى مستحبّى بسیار معروف است که آثار و ارزش زیاد و پاداش فراوانى دارد و انجامش بسیار توصیه شده است (آداب نماز شب، پاداش آن و همچنین کیفیّت انجام آن در بخش پنجم، صفحه 937 گذشت).
null

null

 

نماز توسّل به حضرت زهرا(س)
در روایتى از امام صادق(علیه السلام) آمده است که هرگاه حاجت مهمّى داشته باشى به گونه اى که از نظر روحى در فشار شدید باشى، دو رکعت نماز بخوان و پس از نماز، سه بار تکبیر و سپس تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام) را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مَوْلاتى فاطِمَةُ اَغیثینى» سپس سمت راست صورت را بر زمین بگذار و همین جمله را صد بار بگو، بار دیگر به سجده برو و همین جمله را صد و ده مرتبه بگو، (مجموعاً 310 بار مى شود) سپس حاجت خود را از خداوند بخواه که ان شاءاللّه برآورده مى سازد. (و حضرت زهراى مرضیّه(علیها السلام) ان شاءاللّه در پیشگاه خداوند براى برآمدن آن حاجت، شفاعت خواهد نمود).(1)
null

1. بحارالانوار، جلد 91، صفحه 30 و بلد الامين، صفحه 159 (با مقدارى تفاوت).

 

 

نماز حاجت
این نماز را بسیارى از علما، مانند «سیّد بن طاووس»، «شیخ صدوق»، «شیخ مفید» و «شیخ طوسى» نقل کرده اند که امام صادق(علیه السلام) فرمود: هرگاه حاجت مهمّى دارى، سه روز متوالى از چهارشنبه تا جمعه را روزه بگیر، در روز جمعه غسل کن و لباسى نو و پاکیزه بپوش و بالاى بام خانه ات (یا در فضاى باز) برو و دو رکعت نماز بخوان، و پس از نماز، دست ها را به سوى آسمان بلند کن و بگو:
null
اَللّهُمَّ اِنّى حَلَلْتُ بِساحَتِکَ لِمَعْرِفَتى بِوَحْدانِیَّتِکَ وَصَمَدانِیَّتِکَ، وَاَ نَّهُ
خدایا من فرود آمدم به آستانت چون علم دارم به یگانگى و بى نیازى تو و این که
لا قادِرَ عَلى قَضاءِ حاجَتى غَیْرُکَ،وَقَدْ عَلِمْتُ یا رَبِّ اَ نَّهُ کُلَّما تَظاهَرَتْ
کسى جز تو قادر به برآوردن حاجتم نیست و به خوبى دانسته ام اى پروردگار من که هراندازه
نِعْمَتُکَ عَلَىَّ، اِشْتَدَّتْ فاقَتى اِلَیْکَ، وَقَدْ طَرَقَنِی هَمُّ کَذا وَ کَذا
نعمتت را در خود دریابم نیاز و احتیاجم به تو بیشتر مى گردد و اکنون اندوه فلان کار و فلان جریان به من وارد شده
به جاى کلمه «کذا و کذا» حاجت خود را ذکر کند و آنگاه ادامه دهد:
null
وَ اَنْتَ بِکَشْفِهِ عالِمٌ غَیْرُ
و تو براى برطرف کردن آن داناى بدون
مُعَلَّم، واسِعٌ غَیْرُمُتَکَلِّف، فَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى وَضَعْتَهُ عَلَى الْجِبالِ
معلم هستى و بدون مشقت رفع آن توانى پس از تو خواهم به حق آن نامت که نهادى بر کوهها
فَنُسِفَتْ، وَ وَضَعْتَهُ عَلَى السَّمواتِ فَانْشَقَّتْ، وَ عَلَى النُّجُومِ فَانْتَثَرَتْ،
و آنها از هم پراکنده شد و نهادى آنرا بر آسمانها و آنها از هم شکافت و بر ستارگان و آنها فروریخت
وَعَلَى الاَْرْضِ فَسُطِحَتْ،وَاَسْئَلُکَ بِالْحَقِّ الَّذى جَعَلْتَهُ عِنْدَ مُحَمَّد صَلَّى
و بر زمین نهادى پس گسترده شد و از تو خواهم بدان حقى که قرار دادى آنرا در پیش محمد صلى
عَدْلِکَ
روگردانده اى
سپس گونه خود رابر زمین مى گذارى و مى گویى:
null
اَللّهُمَّ اِنَّ یُونُسَ بْنَ مَتّى
خدایا همانا یونس بن متى
عَبْدُکَ، دَعاکَ فى بَطْنِ الْحُوتِ وَهُوَ عَبْدُکَ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ، وَ اَ نَا عَبْدُکَ
بنده ات تو را در شکم ماهى خواند و به خاطر این که بنده ات بود دعایش را مستجاب کردى و من نیز بنده توام
اَدْعُوکَ فَاسْتَجِبْ لى.
تو را مى خوانم پس دعایم مستجاب کن.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: بسیار مى شود حاجتى دارم، این دعا را مى خوانم و خداوند حاجتم را برآورده مى سازد.(1)
null
اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَ عِنْدَ عَلِىٍّ وَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، وَعَلِىٍّ وَمُحَمَّد، وَ جَعْفَر
الله علیه وآله و در نزد على و حسن و حسین و على و محمد و جعفر
وَ مُوسى، وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّد، وَ عَلِىٍّ وَالْحَسَنِ، وَالْحُجَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اَنْ
و موسى و على و محمد و على و حسن و حضرت حجت علیهم السلام که
تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ، وَاَنْ تَقْضِىَ لى حاجَتى، وَتُیَسِّرَلى
درود فرستى بر محمد و خاندانش و اینکه حاجتم برآورى و دشواریش را
عَسیرَها، وَ تَکْفِیَنى مُهِمَّها، فَاِنْ فَعَلْتَ فَلَکَ الْحَمْدُ، وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَکَ
آسان کنى و مهمش را کفایت کنى پس اگر انجام دادى که ستایشت کنم و اگر هم انجام ندهى باز هم
الْحَمْدُ، غَیْرُ جآئِر فى حُکْمِکَ، وَلا مُتَّهَم فى قَضآئِکَ، وَلاحآئِف فى
ستایشت کنم که ستمى در حکم تو نیست و نه در داوریت متهم هستى و نه از عدالت

1. جمال الاسبوع، صفحه 330. اين دعا در فقيه، جلد 1، صفحه 557، حديث 1543 و مقنعه، صفحه 220 و مصباح المتهجّد، صفحه 324 با مقدارى تفاوت آمده است.

 

نمازى ديگر براى برآورده شدن حاجات
«مرحوم کلینى» به سند معتبر از عبدالرّحیم قصیر روایت کرده است که خدمت امام صادق(علیه السلام)
شرفیاب شدم و عرض کردم: فدایت شوم، از نزد خودم دعایى ساخته ام! حضرت فرمود: دعاى اختراعى خود را رها کن، هرگاه حاجتى داشتى، به رسول خدا پناه ببر و دو رکعت نماز بگذار و آن را به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هدیه کن. گفتم: چگونه آن را بجا آورم؟ فرمود: غسل مى کنى و سپس دو رکعت نماز مى خوانى (مثل دو رکعت نماز صبح) وقتى که نماز به پایان رسید مى گویى:
null
اَللّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ، وَ مِنْکَ السَّلامُ، وَ اِلَیْکَ یَرْجِعُ السَّلامُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
خدایا تویى سلام و از تو است سلام و بسوى تو بازگردد سلام خدایا درود فرست بر
مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّد مِنِّى السَّلامَ، وَ اَرْواحَ الاَْئِمَّةِ
محمّد و آل محمّد و بفرست از جانب من به روح محمّد و ارواح امامان
الصّادِقینَ سَلامى، وَارْدُدْ عَلَىَّ مِنْهُمُ السَّلامَ، وَالسَّلامُ عَلَیْهِمْ وَ رَحْمَةُ
راستگو سلامم را و بازگردان بر من از ایشان سلامى و درود بر ایشان و رحمت
اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَللّهُمَّ اِنَّ هاتَیْنِ الرَّکْعَتَیْنِ هَدِیَّةٌ مِنّى اِلى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ
خدا و برکاتش خدایا این دو رکعت نماز هدیه اى است از من به پیشگاه رسول خدا صلى الله
عَلَیْهِ وَآلِهِ،فَاَثِبْنى عَلَیْهِما ما اَمَّلْتُ وَرَجَوْتُ فیکَ وَ فى رَسُولِکَ، یا وَلِىَّ
علیه و آله پس پاداشم بده بر آن دو بدانچه امید و آرزو دارم درباره تو و پیامبرت اى سرپرست
الْمُؤْمِنینَ
مؤمنان
سپس به سجده مى روى و چهل مرتبه مى گویى:
null
یا حَىُّ یا قَیّومُ، یا حَیّاً
اى زنده و پاینده اى زنده اى
لایَمُوتُ، یا حَىُّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ،یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
که نمیرد اى زنده اى که معبودى جز تو نیست اى داراى جلالت و بزرگوارى اى مهربانترین مهربانان.
آنگاه جانب راست صورت را روى زمین مى گذارى و این دعا را چهل مرتبه مى خوانى، پس از آن جانب چپ صورت را بر زمین مى گذارى و چهل مرتبه این دعا را مى خوانى. آنگاه سر را بلند مى کنى و دستان خود را (به سمت آسمان) برمى دارى و چهل مرتبه این دعا را مى خوانى; سپس دست را به گردن خود مى گذارى و انگشت اشاره (دست راست) را به علامت تضرّع تکان مى دهى و این دعا را چهل مرتبه مى خوانى. در مرحله بعد، محاسن خود را با دست چپ مى گیرى و با حالت گریه مى گویى:
null
یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللّهِ، اَشْکُوا اِلَى اللّهِ وَ اِلَیْکَ حاجَتى، وَ اِلى اَهْلِ بَیْتِکَ
اى محمّد اى رسول خدا بیاورم به سوى خدا و به سوى تو و همچنین به سوى خاندان
الرّاشِدینَ حاجَتى، وَ بِکُمْ اَتَوَجَّهُ اِلَى اللّهِ فى حاجَتى
راه یافته ات حاجتم را و به وسیله شما رو کنم به سوى خدا در مورد حاجتم
سپس به سجده مى روى و به قدر یک نفس مى گویى:
null
یا اَللّهُ یا اَللّهُ یا اَللّهُ...
اى خدا اى خدا اى خدا...
سپس مى گویى:
null
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ افْعَلْ بى کَذا وَ کَذا.
درود فرست بر محمّد و آل محمّد و انجام ده درباره من چنین و چنان.
(و به جاى این جمله اخیر، حاجت خود را مى گویى). امام صادق(علیه السلام) فرمود: من از جانب خداوند ضمانت مى دهم که از جاى خویش حرکت نکنى مگر آن که حاجت تو برآورده شود، ان شاءاللّه.(1)
null

. کافى، جلد 3، صفحه 476، حديث 1 و فقيه، جلد 1، صفحه 559، حديث 1548.

 

نماز براى رفع سختى ها و دشوارى ها
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که هرگاه کارى بر تو دشوار شود و به عسرت و سختى افتادى، وقت ظهر دو رکعت نماز بخوان; در رکعت اوّل سوره «حمد» و «قل هو الله» و سوره «فتح» از ابتداى سوره تا «وَ یَنْصُرَکَ اللّهُ نَصْراً عَزیزاً» (آیه سوم) را بخوان و در رکعت دوم سوره «حمد»، «توحید» و سوره «الم نشرح» را بخوان. تأثیر این نماز به تجربه رسیده است.(1)
null

1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 358.

 

نماز براى زياد شدن روزى
در روایتى آمده است مردى خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد و گفت: یا رسول اللّه من عیالمندم و قرض دارم و زندگى بر من سخت مى گذرد، به من دعایى بیاموز تا با خواندنش، خداوند روزیم را زیاد کند، تا بتوانم قرضم را ادا کنم و به خانواده ام برسم. رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود:
اى بنده خدا وضوى کاملى (از نظر آداب و شرایط) بگیر; سپس دو رکعت نماز بخوان و رکوع و سجود آن را به نیکى بجا آور و پس از نماز بگو:
null
یا ماجِدُ یا واحِدُ یا کَریمُ، اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّد نَبِیِّکَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ
اى با مجد و شوکت اى یگانه اى بزرگوار توجه کنم بسویت بوسیله پیامبرت محمّد پیامبر رحمت
صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّى اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَى اللهِ رَبّى
درود خدا بر او و آلش اى محمّد اى رسول خدا براستى من متوجه گشته ام بوسیله تو بسوى خدا پروردگار خود
وَرَبِّکَ وَرَبِّ کُلِّ شَىْء، وَاَسْئَلُکَ اللّهُمَّ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ اَهْلِ بَیْتِهِ،
و پروردگار تو و پروردگار هرچیزى و از تو خواهم خدایا که درود فرستى بر محمّد و خاندانش
وَ اَسْئَلُکَ نَفْحَةً کَریمَةً مِنْ نَفَحاتِکَ، وَفَتْحاً یَسیراً، وَ رِزْقاً واسِعاً، اَلُمُّ بِهِ
و از تو خواهم نسیمى کریمانه از نسیمهاى رحمتت و گشایشى آسان و روزى وسیعى که پریشانیم را
شَعَثى، وَ اَقْضى بِهِ دَیْنى، وَاَسْتَعینُ بِهِ عَلى عِیالى.(1)
بدان برطرف کنم و قرضم را بدان ادا کنم و کمک جویم بدان بر عائله ام.
البتّه تمام این دستورات بعد از آن است که انسان تلاش و سعى لازم را براى تحصیل روزى انجام دهد و الاّ دعاى او - طبق روایات - مستجاب نمى شود.
null

1. مکارم الاخلاق، صفحه 336.

 

نمازى ديگر در طلب روزى
یَمْلِکُها اَحَدٌ غَیْرُکَ.
جز تو مالک آن نیست.
راوى مى گوید: من نیز به دستور امام(علیه السلام) عمل کردم و خداوند روزى مرا زیاد کرد، تا آن جا که براى خود چهارپایان و اموال دیگرى خریدم و براى خود خانه ساختم.(1)
آغاز این حدیث شاهد بر چیزى است که در ذیل حدیث قبل گفتیم که شرط قبولى این دعاها، تلاش به مقدار توان خویش در امر معاش است.
null
شخصى مى گوید خدمت امام صادق(علیه السلام) آمدم و عرض کردم: آنچه از اموال در دستم بود از بین رفت و در فشار و سختى فراوانى قرار گرفتم. امام(علیه السلام) فرمود: آیا در بازار دکّانى دارى؟ گفتم آرى، ولى به خاطر نداشتن سرمایه آن را رها کردم. امام فرمود: وقتى به کوفه برگشتى برو سرِ مغازه ات، آن را جارو کن و آن جا بنشین; ولى پیش از آن که از منزل بیرون روى، دو رکعت یا چهار رکعت نماز بگذار و پس از نماز بگو:
null
تَوَجَّهْتُ بِلا حَوْل مِنّى وَ لا قُوَّة، وَ لکِنْ بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ، اَبْرَءُ اِلَیْکَ
من به سوى تو روى آوردم، بى آن که به قدرت و قوّت خود تکیه کنم; بلکه با تکیه بر قدرت و قوّت توست من از هر
مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ اِلاَّ بِکَ، فَاَنْتَ حَوْلى وَ مِنْکَ قُوَّتى، اَللّهُمَّ فَارْزُقْنى مِنْ
قدرت و قوّتى جز تو بیزارم. تو قدرت و قوّت منى. خداوندا از
فَضْلِکَ الْواسِعِ رِزْقاً کَثیراً طَیِّباً، وَ اَ نَا خافِضٌ فی عافِیتِکَ، فَاِنَّهُ لا
فضل وسیعت روزى فراوان پاکیزه اى به من عنایت فرما. من تقاضاى عافیت تو را دارم ; چون هیچ کس

1. کافى، جلد 3، صفحه 474، حديث 3 (با تلخيص).

 

سجده شکر
پس از انجام تعقیبات، سجده شکر به جا آور، که به اتّفاق تمام علماى شیعه، سجده شکر به هنگام یافتن نعمتى یا دفع بلایى سنّت است، و بهترین آن، سجده اى است که پس از نماز براى شکر توفیق اداى نماز به جا آورده مى شود!
در این جا بعضى از روایاتى که در اهمّیّت سجده شکر وارد شده است از نظر خوانندگان عزیز مى گذرد:
1ـ به سند معتبر از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است که آن حضرت فرمود: «پدرم، على بن الحسین(علیه السلام) هیچ گاه نعمتى را از خدا یاد نکرد، مگر آن که به شکرانه آن سجده کرد، و هیچ آیه اى را نخواند که در آن سجده باشد، مگر آن که سجده کرد; و خداوند هیچ بلایى را که از آن مى ترسید، از او دفع نکرد، مگر آن که به خاطر آن سجده کرد; و از هر نماز واجب که فارغ مى شد، پس از آن سجده مى کرد، هر وقت توفیق مى یافت که میان دو نفر اصلاح کند، براى شکر آن، سجده مى کرد»، و در تمامى مواضع سجده آن حضرت، اثر سجود بود و به این سبب آن حضرت را «سجّاد» مى نامیدند.(1)
2ـ به سند صحیح از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «هر مؤمنى که براى شکر نعمتى در غیر نماز براى خدا سجده شکر به جاى آورد، خداوند، براى او ده حسنه بنویسد و ده گناه را از او محو و پاک گرداند و در بهشت ده درجه وى را بالا مى برد».(2)
3ـ به سند موثّق از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است که: «سجده بعد از نماز واجب، در واقع شکرِ خداوند است، از این که این توفیق را به بنده داد، تا فریضه اش را به جاى آورد، و کمترین چیزى که در این سجده گفته مى شود، سه مرتبه «شُکْراً لِلّهِ» است...».(3)
null

1. علل الشرايع، جلد 1، صفحه 232، حديث 1 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 201، حديث 11.
2. ثواب الاعمال، صفحه 35 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 201، حديث 12.
3. عيون اخبار الرضا، جلد 1، صفحه 281، حديث 27 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 198، حديث 5.

کيفيّت سجده شکر
در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد.
و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد،(1) و سنّت است که نخست پیشانى را بر زمین گذارد، سپس طرف راست صورت را و آنگاه طرف چپ صورت را و در نهایت نیز پیشانى را بر زمین بگذارد،(2) و به خاطر این که دو بار پیشانى را بر زمین مى گذارد، به آن دو سجده شکر مى گویند. سجده شکر مى تواند بدون هر ذکر و دعایى نیز باشد ولى سنّت است که ذکرى بگوید و بهتر است از ذکرهایى باشد که خواهد آمد.
مطابق روایات، بعضى از معصومین(علیهم السلام)، این سجده را بسیار طولانى مى کردند. امام کاظم(علیه السلام) (در زندان هارون) بعد از طلوع صبح، سجده مى کرد، تا وقت زوال.(3)
همچنین از «فضل بن شاذان» نقل شده است که گفت: حسن بن على بن فضال براى عبادت به صحرا مى رفت، و سجده را چنان طول مى داد که پرندگان بر پشت او مى نشستند به گمان این که جامه اى است افتاده، و همچنین برخى از حیوانات بیابانى برگرد او چرا مى کردند و از او وحشت نمى کردند.(4)
null

1. کافى، جلد 3، صفحه 324، حديث 14.
2. همان مدرک، صفحه 325، حديث 17.
3. عيون اخبار الرضا، جلد 1، صفحه 95، حديث 14.
4. رجال کشى، صفحه 515 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 207، حديث 21.

 

برخى از ذکرهاى سج...
1ـ از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که: مى توانى صد بار در سجده شکر بگویى: «شکراً» و مى توانى صد بار بگویى «عفواً».(1)
همچنین از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که کمترین چیزى که در سجده شکر کفایت مى کند آن است که سه بار بگویى: «شُکراً للّه».(2)
2ـ در روایات معتبر بسیارى نقل شده است که امام کاظم(علیه السلام) در سجده شکر بسیار مى گفتند:
null
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْأَلُکَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِساب.(3)
بار الها همانا از تو خواهم آسودگى را هنگام مرگ و گذشت هنگام حساب.
3ـ مرحوم «ابن بابویه» به سند معتبر، از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که هرگاه بنده اى در
سجده سه بار بگوید:
null
یا اَللّهُ، یا رَبّاهُ، یا سَیِّداهُ
خدایا، پروردگارا، سرورا
خداوند به وى پاسخ دهد: لبّیک اى بنده ام، حاجت خویش را بخواه.(4)
4ـ مرحوم «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» در بخش سجده شکر فرموده است:
مستحب است در سجده براى برادران مؤمن خویش دعا کند و بگوید:
null
اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّیالِى الْعَشْرِ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَاللَّیْلِ اِذا یَسْرِ، وَرَبَّ
خدایا اى پروردگار سپیده دم و شبهاى ده گانه و شفع و وتر (و پروردگار) شب هنگامى که بگذرد و پروردگار
کُلِّ شَىْء، وَاِلهَ کُلِّ شَىْء، وَ خالِقَ کُلِّ شَىْء، وَمَلیکَ کُلِّ شَىْء، صَلِّ
همه چیز معبود همه چیز و آفریننده همه چیز و مالک هر چیز درود فرست
عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَافْعَلْ بى وَبِفُلان وَفُلان ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بِنا ما
بر محمّد و آل او و انجام ده درباره من و فلانى و فلانى آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ما آنچه
نَحْنُ اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ.(5)
را ما سزاوار آنیم زیرا که تو اهل تقوا و اهل آمرزشى.
به جاى «بِفُلان وَ فُلان» نام افراد مورد نظر را بگوید.
و چون سر از سجده برداشت دست خود را بر موضع سجود خود بکشد و آنگاه به طرف چپ صورت و سپس به پیشانى خویش بکشد و بعد از آن به جانب راست صورت خود دست بکشد و این کار را سه مرتبه انجام دهد، و در هر مرتبه بگوید:
null
اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ،
خدایا از آن توست ستایش معبودى نیست جز تو داناى غیب و شهود بخشاینده مهربان
اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ.(6)
خدایا دور کن از من اندوه و غم و دگرگونیها و آشوبها را آنچه آشکار است و آنچه پنهان.
1. فقيه، جلد 1، صفحه 332، حديث 970 (همين حديث در کافى، جلد 3، صفحه 326، حديث 18، از امام کاظم(عليه السلام) نيز نقل شده است).
2. همان مدرک، صفحه 333، حديث 978.
3. کافى، جلد 3، صفحه 323، حديث 10 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 217، حديث 31.
4. امالى صدوق، صفحه 411، حديث 6 و بحارالانوار، جلد 83، صفحه 227، حديث 47.
5. مصباح المتهجد، صفحه 241.
6. همان مدرک، صفحه 243.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم شهریور 1393 و ساعت 19:34 |

نماز امام زين الع...

این نماز چهار رکعت است (با دو سلام) که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و صد مرتبه سوره «توحید» خوانده مى شود و پس از آن، این دعا خوانده مى شود:
null
یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ، وَ سَتَرَ الْقَبیحَ، یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ، وَ لَمْ
اى کسى که کار نیک را آشکار کنى و عمل زشت را بپوشانى اى آن که بجرم و گناه (بندگانت را) درنگیرى
یَهْتِکِ السِّتْرَ، یا عَظیمَ الْعَفْوِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، یا
و پرده (گنهکاران) ندرى اى که عفوت بزرگ و گذشتت نیکوست و اى که آمرزشت وسیع
باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ، یا صاحِبَ کُلِّ نَجْوى، یا مُنْتَهى کُلِّ شَکْوى، یا
و دو دستت به مهر و رحمت گشوده است اى آگاه هر راز نهان و اى آخرین مرجع هر شکایت اى
کَریمَ الصَّفْحِ ، یا عَظیمَ الرَّجآءِ، یا مُبْتَدِءاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقاقِها، یا رَبَّنا
در چشم پوشى بزرگوار و اى بزرگ مایه امید اى آغاز کننده به نعمت پیش از شایستگى آن اى پروردگار ما
وَ سَیِّدَنا وَ مَوْلانا، یا غایَةَ رَغْبَتِنا، اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّد
و آقاى ما و مولاى ما اى آخرین مرحله آرمان ما خدایا مى خواهم از تو که درود فرستى بر محمّد
وآلِ مُحَمَّد.(1)
و آل محمّد.

1. جمال الاسبوع، صفحه 274 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 187.

 

نماز امام باقر(ع)
عَفْوِکَ ما اَسْتَوْجِبُ بِهِ کَرامَتَکَ، اَللّهُمَّ اَعْطِنى ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَ لاتَفْعَلْ بى
گذشت خود قرار دهى که بوسیله آن مستوجب کرامت و بزرگواریت گردم خدایا به من بده آنچه را تو شایسته آنى و مکن با من
ما اَنَا اَهْلُهُ،فَاِنَّما اَنَا بِکَ، وَلَمْ اُصِبْ خَیْراً قَطُّ اِلاَّ مِنْکَ،یا اَبْصَرَ الاَْبْصَرینَ،
آنچه من سزاوار آنم زیرا که تنها من به تو توسل جسته و هرگز خیرى به من نرسیده جز از ناحیه تو اى بیناترین بینایان
وَیا اَسْمَعَ السّامِعِینَ، وَیا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ، وَیا جارَ الْمُسْتَجیرینَ،
و اى شنواترین شنوایان و اى عادلترین داوران و اى پناه پناهجویان
وَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.(1)
و اى پاسخ دهنده دعاى درماندگان درود فرست بر محمّد و آل محمّد.
این نماز دو رکعت است، در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و صد مرتبه
null
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ
منزه است خدا و ستایش خاصّ خداست و معبودى جزخدا نیست و خدا بزرگتر است
خوانده مى شود; پس از نماز این دعا را مى خوانى:
null
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ یا حَلیمُ ذُو اَناة غَفُورٌ وَدُودٌ، اَنْ تَتَجاوَزَ عَنْ سَیِّئاتى،
خدایا از تو مى خواهم اى بردبارى که (با بندگان) مدارا کنى و آمرزنده و مهربانى (مى خواهم) که از گناهانم و بدیهایى که
وَما عِنْدى بِحُسْنِ ماعِنْدَکَ،وَاَنْ تُعْطِیَنى مِنْ عَطآئِکَ مایَسَعُنى،وَتُلْهِمَنى
در نزد من است بدان خوبیها که نزد توست درگذرى و از عطاى خود به اندازه اى که فرایم گیرد (یا آنچه در خور طاقت من است) به من عطا کنى و الهام کنى
فیما اَعْطَیْتَنِى الْعَمَلَ فیهِ بِطاعَتِکَ، وَ طاعَةِ رَسُولِکَ، وَ اَنْ تُعْطِیَنى مِنْ
مرا که در آنچه به من عطا کردى در راه اطاعت تو و اطاعت رسولت بکار برم و بدان اندازه مرا مشمول

1. جمال الاسبوع، صفحه 275 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 188 .

 

 

نماز امام صادق(ع)...
این نماز نیز دو رکعت است، در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» را مى خوانى و صد مرتبه آیه
null
«شَهِدَ اللّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ اُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا
خداوند گواهى مى دهد که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش گواهى مى دهند در حالى که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد
اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ».(1)
معبودى جز او نیست که هم توانا و هم حکیم است
پس از نماز، این دعا را بخوان:
null
یا صانِعَ کُلِّ مَصْنُوع، یا جابِرَ کُلِّ کَسیر، وَ یا حاضِرَ کُلِّ مَلاَ، وَ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوى
اى سازنده هر مصنوع و اى شکسته بند هر شکسته و اى حاضر در جمع و اى گواه هر راز نهان
وَ یا عالِمَ کُلِّ خَفِیَّة، وَ یا شاهِدُ غَیْرَ غآئِب، وَ غالِبُ غَیْرَ مَغْلُوب، وَیا قَریبُ غَیْرَ
و اى داناى هر پنهان و اى حاضر ناپنهان و اى غالب شکست ناپذیر و اى نزدیکى که دور
بَعید، وَ یا مُونِسَ کُلِّ وَحید، وَ یا حَىُّ مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَمُمیتَ الاَْحْیآءِ،
نیست و اى مونس هر تنها و اى زنده اى که زنده کننده مردگان و میراننده زندگانى
اَلْقآئِمُ عَلى کُلِّ نَفْس بِما کَسَبَتْ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْـتَ،
و آن که بر هر کس با آنچه بدست آورد نگهبانى و اى زنده در آن دم که زنده اى نبود معبودى جز تو نیست
صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.(2)
درود فرست بر محمّد و آل محمّد.

1. سوره آل عمران، آيه 18.
2. جمال الاسبوع، صفحه 276 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 188.

 

نماز امام کاظم(ع)
نماز امام کاظم(علیه السلام) دو رکعت است که در هر یک رکعت یک مرتبه «حمد» و دوازده مرتبه «توحید» خوانده مى شود و پس از آن این دعا را مى خوانى:
null
اِلهى خَشَعَتِ الاَْصْواتُ لَکَ، وَ ضَلَّتِ الاَْحْلامُ فیکَ، وَ وَجِلَ کُلُّ شَىْء
معبودا خاشع گشته صداها براى تو و خردها در باره ات گم گشته و هر چیزى از تو ترسان
مِنْکَ، وَهَرَبَ کُلُّ شَىْء اِلَیْکَ، وَ ضاقَتِ الاَْشْیآءُ دُونَکَ، وَ مَلاََ کُلَّ شَىْء
است و همه بسویت گریزانند، همه چیز در برابرت به کوتاهى گراییده و نور تو همه را
نُورُکَ، فَاَنْتَ الرَّفیعُ فى جَلالِکَ، وَ اَنْتَ الْبَهِىُّ فى جَمالِکَ، وَ اَنْتَ الْعَظیمُ
پر کرده پس تنها تویى که در بزرگى و جلال خویش و در جمال و زیباییت فروزانى و تویى که در قدرت
فى قُدْرَتِکَ، وَ اَنْتَ الَّذى لا یَؤُدُکَ شَىْءٌ، یا مُنْزِلَ نِعْمَتى، یا مُفَرِّجَ
و توانایى خود بس بزرگى و تویى که چیزى درمانده و خسته ات نکند اى فرو فرستنده نعمتم و اى برطرف کننده
کُرْبَتى، وَ یا قاضِىَ حاجَتى، اَعْطِنى مَسْئَلَتى بِلا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، آمَنْتُ بِکَ
اندوه و گرفتاریم و اى برآورنده حاجتم خواسته ام را به من عطا کن به حق این جمله که گویم «معبودى جز تو نیست» به تو ایمان آوردم
مُخْلِصاً لَکَ دینى، اَصْبَحْتُ عَلى عَهْدِکَ وَ وَعْدِکَ مَا اسْتَطَعْتُ اَبُوءُ لَکَ
و دینم را براى تو خالص گرداندم صبح کردم به عهد و پیمان تو تا آن جا که توانایى دارم، بسویت
بِالنِّعْمَةِ، وَ اَسْتَغْفِرُکَ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ، یا مَنْ هُوَ فى
با نعمت بازگردم و از گناهانى که جز تو کسى آنها را نیامرزد آمرزش خواهم اى کسى که
عُلُوِّهِ دان، وَفى دُنُوِّهِ عال، وَ فى اِشْراقِهِ مُنیرٌ، وَ فى سُلْطانِهِ قَوِىٌّ، صَلِّ
در عین برترى نزدیک و در عین نزدیکى برترى و (اى آن که) در تابش خود نور دهنده و در سلطنت نیرومندى درود فرست
عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ.(1)
بر محمّد و آلش.

1. جمال الاسبوع، صفحه 276 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 188.

 

 

نماز امام رضا(ع)
این نماز شش رکعت است (به سه سلام) در هر رکعت یک مرتبه حمد و ده مرتبه سوره «هَلْ اَتى عَلَى الاِْنْسانِ». سپس دعاى آن حضرت را پس از پایان شش رکعت نماز مى خوانى:
null
یا صاحِبى فى شِدَّتى، وَ یا وَلِیّى فى نِعْمَتى، وَ یا اِلهى وَ اِلهَ اِبْراهیمَ
اى یار من در سختیها و اى اختیار دارنده ام در نعمتم و اى معبود من و معبود ابراهیم
وَاِسْماعیلَ وَاِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ، یا رَبَّ کهیعص، وَ یس وَ الْقُرْآنِ
و اسماعیل و اسحاق و یعقوب اى پروردگار کهیعص و یس و قرآن
الْحَکیمِ، اَسْئَلُکَ یا اَحْسَنَ مَنْ سُئِلَ، وَ یا خَیْرَ مَنْ دُعِىَ، وَ یا اَجْوَدَ مَنْ
حکمت آموز از تو درخواست مى کنم اى بهترین کسى که از او درخواست کنند و اى بهتر کسى که او را بخوانند و اى بخشنده تر کسى که
اَعْطى، وَ یا خَیْرَ مُرْتَجى، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.(1)
عطا کند و اى بهترین مایه امید از تو خواهم که درود فرستى بر محمّد و آل محمد.

1. جمال الاسبوع، صفحه 277 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 189.

 

نماز امام جواد(ع)
نماز آن حضرت دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و هفتاد مرتبه سوره «توحید» را مى خوانى و پس از پایان نماز مى گویى:
null
اَللّهُمَّ رَبَّ الأَرْواحِ الْفانِیَةِ، وَ الأَجْسادِ الْبالِیَةِ، اَسْئَلُکَ بِطاعَةِ الاَْرْواحِ
اى خدا اى پروردگار ارواحى که از این جهان فانى رفته و اى پروردگار اجساد پوسیده از تو مى خواهم به حق فرمانبرى آن ارواح
الرّاجِعَةِ اِلى اَجْسادِها، وَ بِطاعَةِ الاَْجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ بِعُرُوقِها، وَ بِکَلِمَتِکَ
که بسوى اجساد خود بازگردند و به حق فرمانبرى اجسادى که با رگهاى خود پیوند شوند و به حق فرمان
النّافِذَةِ بَیْنَهُمْ، وَاَخْذِکَ الْحَقَّ مِنْهُمْ، وَ الْخَلائِقُ بَیْنَ یَدَیْکَ یَنْتَظِرُونَ فَصْلَ
نافذت در میان آنها و گرفتن حقت از ایشان و در آن حال که خلائق در برابرت به انتظار صدور
قَضآئِکَ، وَیَرْجُونَ رَحْمَتَکَ، وَیَخافُونَ عِقابَکَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ
حکم و امیدوار برحمتت و خائف از عقاب تواند درود فرست بر محمّد و آل
مُحَمَّد، وَ اجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى، وَالْیَقینَ فى قَلْبى، وَ ذِکْرَکَ باِللَّیْلِ
محمّد و بنه نور و روشنى در دیده ام و یقین در دلم و ذکرت را شب
وَالنَّهارِ عَلى لِسانى، وَ عَمَلا صالِحاً فَارْزُقْنى.(1)
و روز بر زبانم و عمل صالح روزى من گردان.

1. جمال الاسبوع، صفحه 278 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 189 (با اندکى تفاوت).

 

 

نماز امام هادى(ع)
این نماز نیز دو رکعت است، در رکعت اوّل سوره «حمد» و «یس» و در رکعت دوم سوره «حمد» و «الرّحمن» را بخواند (شبیه نماز زیارت حضرت رضا(علیه السلام)) و بعد از نماز این دعا را بخواند:
null
یابآرُّ یا وَصُولُ،یا شاهِدَ کُلِّ غآئِب، وَ یا قَریبُ غَیْرَ بَعید، وَ یا غالِبُ غَیْرَ
اى نیکوکار و اى با همه پیوسته و اى گواه هر ناپیدا و اى نزدیکى که دور نیست و اى پیروز
مَغْلُوب،وَیا مَنْ لایَعْلَمُ کَیْفَ هُوَاِلاَّ هُوَ،یا مَنْ لاتُبْلَغُ قُدْرَتُهُ،اَسْئَلُکَ اللّهُمَّ
شکست ناپذیر و اى کسى که جز او کسى نمى داند که او چگونه است و اى آن که به قدرتش نتوان رسید از تو مى خواهم خدایا
بِاسْمِکَ الْمَکْنُونِ الْمَخْزُونِ الْمَکْتُومِ عَمَّنْ شِئْتَ،اَلطّاهِرِالْمُطَهَّرِالْمُقَدَّسِ،
به آن نامت که در پرده (غیبت) مستور و در خزینه ات محفوظ و از آن که خواسته اى مکتوم داشته اى آن نام پاک و پاکیزه و مقدّس
اَلنُّورِ التّآمِّ الْحَىِّ الْقَیُّومِ الْعَظیمِ، نُورِ السَّمواتِ وَ نوُرِ الاَْرَضینَ، عالِمِ
و نورانى کامل، (و آن) زنده و پاینده و بزرگ، نوربخش آسمانها و نور ده زمینها داناى
الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ الْکَبیرِ الْمُتَعالِ الْعَظیمِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.(1)
ناپیدا و پیدا آن بزرگ والامقام و عظیم درود فرست بر محمّد و آل محمّد.

1. همان مدرک.

 

نماز امام حسن عسک...
نماز آن حضرت چهار رکعت است، در دو رکعت اوّل بعد از «حمد»، پانزده مرتبه سوره «زلزال» و در دو رکعت دوم، بعد از «حمد» پانزده مرتبه سوره «توحید» را مى خواند و آنگاه این دعا را مى خواند:
null
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاَنَّ لَکَ الْحَمْدَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْبَدىءُ قَبْلَ کُلِّ شَىْء،
خدایا از تو مى خواهم براى آن که ستایش مخصوص توست و معبودى جز تو نیست که پیش از هر چیزى بوده اى
وَاَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ، وَ لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ الَّذى لا یُذِلُّکَ شَىْءٌ، وَ اَنْتَ کُلَّ یَوْم
و تویى زنده و پاینده و معبودى جز تو نیست که چیزى خوارت نتواند کرد و تو هر روز
فى شَاْن، لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، خالِقُ ما یُرى وَ ما لایُرى، اَلْعالِمُ بِکُلِّ شَىْء
در کارى هستى معبودى جز تو نیست (تویى) آفریننده آنچه دیده شود و آنچه دیده نشود داناى به هر چیزى
بِغَیْرِ تَعْلیم، اَسْئَلُکَ بِآلائِکَ وَنَعْمآئِکَ، بِاَنَّکَ اللهُ الرَّبُّ الْواحِدُ، لا اِلـهَ اِلاَّ
بى آن که کسى یادت دهد از تو مى خواهم به حق نعمتهاى ظاهر و باطنت زیرا تویى خداى پرورنده یگانه، نیست معبود به حقى
اَنْتَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، وَ اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ اَنْتَ اللهُ لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْوِتْرُ الْفَرْدُ
جز تو که بخشاینده و مهربانى و از تو مى خواهم زیرا تویى خدایى که معبود به حقى جز تو نیست و یگانه فرد
الاَْحَدُ الصَّمَدُ، اَلَّذى لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ، وَ اَسْئَلُکَ
یکتا و بى نیازى که نزاید و نه زاییده شده و نیست برایش همتایى هیچ کس و از تو مى خواهم
بِاَنَّکَ ]اَنْتَ[ اللهُ لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَللَّطیفُ الْخَبیرُ، اَلْقآئِمُ عَلى کُلِّ نَفْس
که تویى خدایى که معبود به حقى جز تو نیست و لطیف و آگاه و نگهبان بر هر شخصى
بِما کَسَبَتْ، اَلرَّقیبُ الْحَفیظُ، وَاَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ اللهُ الأَوَّلُ قَبْلَ کُلِّ شَىْء،
بدانچه مى کند و مراقب و نگهدارى و از تو مى خواهم بخاطر آن که خداى نخست پیش از هر چیز
وَ الاْخِرُ بَعْدَ کُلِّ شَىْء، وَ الْباطِنُ دُونَ کُلِّ شَىْء، اَلضّآرُّ النّافِعُ الْحَکیمُ
و پایان پس از هر چیزى و پنهان در نزد هر چیزى و زیان ده و سودبخش و با حکمت
الْعَلیمُ، وَ اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ اَنْتَ اللهُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْحَىُّ الْقَیُّومُ، اَلْباعِثُ
دانا و از تو مى خواهم چون تویى که معبود به حقى جز تو نیست زنده و پاینده و برانگیزنده
الْوارِثُ، اَلْحَنّانُ الْمَنّانُ، بَدیعُ السَّمواتِ والأَرْضِ، ذُو الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ،
و وارث خلق و دارنده رحمت و منّت بخش پدیدآرنده آسمانها و زمین داراى جلال و کرامت
وَ ذُو الطَّوْلِ وَ ذُو الْعِزَّةِ وَ ذُو السُّلْطانِ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَحَطْتَ بِکُلِّ شَىْء
و صاحب فضل و عزت و داراى سلطنت و قدرت معبودى جز تو نیست که علمت به هر چیزى
عِلْماً، وَ اَحْصَیْتَ کُلَّ شَىْء عَدَداً، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد.(1)
احاطه دارد و عدد هر چیز را شماره کرده اى درود فرست بر محمّد و آلش.

1. جمال الاسبوع، صفحه 279 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 190 (لازم به يادآورى است که در جمال الاسبوع آمده است: در دو رکعت اوّل پس از «حمد» پانزده مرتبه سوره هاى «توحيد» و «زلزال» را بخواند).

نماز امام زمان(عج)
این نماز دو رکعت است و در هر رکعت وقتى حمد را آغاز کردى و به «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» رسیدى، آن را صد مرتبه مى گویى سپس سوره «حمد» را کامل مى کنى و پس از آن سوره «توحید» را یک بار مى خوانى.(1)
null
1. جمال الاسبوع، صفحه 280 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 190.

 

+ نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم شهریور 1393 و ساعت 19:17 |

نمازهاي مستحب

اقسام نمازهاى مستحب
نماز بهترین وسیله ارتباط با خدا، عالى ترین نمود بندگى و روشن ترین نشانه عبودیّت بنده در برابر معبود است. (شرحى درباره اهمّیّت نماز در تربیت انسانها و پرورش فضایل اخلاقى و نظم جامعه انسانى در بحث تعقیبات گذشت).
از این رو در دستورات اسلامى، علاوه بر نمازهاى واجب و فرائض یومیّه، نمازهاى مستحبّ فراوانى وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود داراى اهمّیّت زیاد و تأثیر مناسب است.
نمازهاى مستحب را در یک نگاه کلّى مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ نوافل یومیّه که پیش از فرائض، یا پس از آنها انجام مى شود که وسیله اى براى پذیرش فرائض و رفع کاستیهاى آنهاست.(1) (شرح آن در بخش آداب و تعقیبات نماز گذشت).
2ـ نمازهایى که در برخى از اوقات شبانه روز که زمان مناسبى براى راز و نیاز با خدا و کسب نورانیّت و معنویّت از پیشگاه ربوبى است بجا آورده مى شود (مثل نماز شب).
3ـ نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) وارد شده است; این نمازها را آن بزرگواران انجام مى دادند و به نام آنها مشهور شده است. از این رو، پیروان آنها نیز با پیروى از سنّت آنان این نمازها را بجا مى آورند.
4ـ نمازهایى که به نام بعضى از اصحاب و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یاران ائمّه معصومین(علیهم السلام) مشهور شده است. این نوع نمازها را معصومین با اهداف خاصّى به آنان تعلیم مى دادند که به نام آنان شهرت یافته است (مانند نماز جعفر طیّار).
تعلیم این گونه نمازها گاه براى بخشش گناهان، یا حلّ مشکلات، یا یک جایزه بزرگ معنوى بوده است.
5ـ نمازهایى که مربوط به زمان هاى خاصّى است، مثل نماز ایّام هفته، مخصوصاً روز جمعه و اوّل ماه و نمازهاى دیگر، که براى کسب معنویّت از آن ایّام مخصوص است.
6ـ نمازهایى که مربوط به مکان هاى خاصّى است که به سبب فضیلت آن مکانها خواندن نماز در آنها توصیه شده است (مثل نماز در مسجد جمکران).
7ـ نمازهایى که براى حلّ مشکلات روحى و یا مادّى و برآورده شدن حاجات و رفع گرفتارى ها از سوى معصومین(علیهم السلام) توصیه شده (مانند نمازهاى حاجت و نماز براى زیاد شدن رزق و مانند آن)، و خود آن بزرگواران نیز در مشکلات رو به درگاه خدا مى آوردند و به نماز پناه مى بردند.(2)
نکته مهم این جاست که تمام این نمازها - هرچند به نامهاى خاصّى مشهور شده - باید به قصد قربت و توجّه به ذات پروردگار انجام شود; هرچند نتیجه نهایى، رسیدن به حاجت هاى دنیوى بوده باشد.
نخست به سراغ نمازهاى مشهور به نام معصومین(علیهم السلام) مى رویم.
بار دیگر تأکید مى کنیم نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) است نمازهایى است که همه به درگاه خداوند یگانه انجام مى شود، ولى چون آن بزرگواران انجام مى دادند به نام آنها مشهور شده و به یقین داراى ارزش بسیارى است.
null

1. روايتى از امام رضا(عليه السلام) مضمون فوق را تأييد مى کند (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 294، حديث 24). 2. «انّ رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) کان اذا حَزَبَه اَمرٌ فَزَعَ اِلى الصَلاةِ; هرگاه رسول خدا دچار سختى و دشوارى مى شد، به نماز پناه مى برد» (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 192).

نمازهاى چهارده معصوم(ع)
نماز پيغمبر اکرم(ص)
نماز اميرالمؤمنين(ع)
نماز حضرت فاطمه(س)
نماز ديگرى از آن حضرت
نماز امام حسن(ع)
نماز امام حسين(ع)
نماز امام زين العابدين(ع)
نماز امام باقر(ع)
نماز امام صادق(ع)
نماز امام کاظم(ع)
نماز امام رضا(ع)
نماز امام جواد(ع)
نماز امام هادى(ع)
نماز امام حسن عسکرى(ع)

نماز امام زمان(عج)

نماز پيغمبر اکرم(ص)
لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، رَبُّنا وَ رَبُّ آبآئِنَا الأَوَّلینَ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، اِلهاً واحِداً
معبودى نیست جز خدا پروردگار ما و پروردگار پدران پیشین ما معبودى نیست جز خدا معبود یگانه
وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، لا نَعْبُدُ اِلاَّ اِیّاهُ، مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ
و ما تسلیم اوییم معبودى نیست جز خدا و نپرستیم جز او را و دینمان خالص براى اوست اگرچه
کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، لااِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ ]وَحْدَهُ[، اَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ
ناخوش دارند مشرکان معبودى نیست جز خداى یگانه یکتاى یکتا که به وعده اش وفا کرد و بنده اش را
عَبْدَهُ، وَ اَعَزَّ جُنْدَهُ، وَ هَزَمَ الأَحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ
یارى نمود و سپاه خویش را عزیز گردانید و احزاب (دشمن) را به تنهایى منهزم ساخت پس سلطنت خاص اوست و ستایش از آن اوست
عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ، اَللّـهُمَّ اَنْتَ نُورُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ مَنْ فیهِنَّ،
و اوست بر هر کارى توانا خدایا تویى روشنى بخش آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست
فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ قَیّامُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ مَنْ فیهِنَّ، فَلَکَ الْحَمْدُ،
پس ستایش خاص توست و تویى برپا دارنده آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست پس (باز هم) ستایش خاص توست
وَ اَنْتَ الْحَقُّ وَ وَعْدُکَ الْحَقُّ، فَقَوْلُکَ حَقٌّ، وَ اِنْجازُکَ حَقٌّ، وَ الْجَنَّةُ حَقٌّ، وَ النّارُ
و تو خود حقى و وعده ات حق است پس گفتارت حق است و وفاى تو حق است و بهشت حق است و دوزخ
حَقٌّ، اَللّهُمَّ لَکَ اَسْلَمْتُ، وَ بِکَ آمَنْتُ، وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ، وَ بِکَ خاصَمْتُ،
حق است خدایا در برابرت تسلیمم و به تو ایمان دارم و بر تو توکل کنم و به امید تو با خصم روبه رو شوم
«سیّد بن طاووس» به سند معتبر از امام رضا(علیه السلام) روایت کرده است که از آن حضرت سؤال کردند از نماز جعفر طیّار(رحمه الله); امام(علیه السلام)فرمود: چرا از نماز رسول خدا(صلى الله علیه وآله) غافل هستى؟!
آن مرد عرض کرد: آن نماز را به من تعلیم فرما. حضرت فرمود:
نماز پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و پانزده مرتبه سوره «قدر» (انّا انزلناه) را مى خوانى; همچنین در رکوع - پس از ذکر رکوع - و همچنین پس از سر برداشتن از رکوع - آنگاه که ایستاده اى - و در سجده اوّل - پس از ذکر سجده - و همچنین پس از سر برداشتن از سجده - آنگاه که نشسته اى - و در سجده دوم - پس از ذکر سجده - و همچنین پس از سر برداشتن از سجده نیز در هر یک از این موارد، پانزده مرتبه سوره «قدر» را مى خوانى. پس از اتمام نماز، خداوند گناهانت را مى آمرزد و حاجتت را روا مى سازد، و آنگاه این دعا را مى خوانى:
null
وَاِلَیْکَ حاکَمْتُ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا ربِّ، اِغْفِرْ لى ما قَدَّمْتُ وَمااَخَّرْتُ،
و به سوى تو قضاوت را آورم پروردگارا پروردگارا پروردگارا بیامرز برایم گناهانى که از پیش کردم و از این پس کنم
وَ مااَسْرَرْتُ وَاَعْلَنْتُ، اَنْتَ اِلـهى لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد
و آنچه در پنهان کردم و آنچه آشکار کردم تو معبود منى خدایى جز تو نیست درود فرست بر محمّد
وَ آلِ مُحَمَّد، وَ اغْفِرْ لى وَارْحَمْنى، وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّکَ اَنْتَ التَّوابُ الرَّحیمُ.(1)
و آلش و بیامرز مرا و به من رحم کن و توبه ام بپذیر که براستى تویى توبه پذیر مهربان.
«علاّمه مجلسى» پس از ذکر این نماز مى گوید: این نماز از نمازهاى مشهور است که علماى شیعه در کتب خود روایت کرده اند.(2)
null

1. جمال الاسبوع، صفحه 246.
2

نماز اميرالمؤمنين(ع)
مالِکاهُ، اَیا هُوَ اَیا هُوَ، یا رَبّاهُ عَبْدُکَ عَبْدُکَ لا حیلَةَ لى وَ لا غِنى بى عَنْ
مالک من اى او، اى او، اى پروردگار من بنده ات بنده ات چاره اى برایم نیست و از خود چیزى ندارم
نَفسْى(3)، وَ لا اَسْتَطیعُ لَها ضَرّاً وَ لا نَفْعاً، وَ لا اَجِدُ مَنْ اُصانِعُهُ، تَقَطَّعَتْ
و توانایى بر زیان و نفع خود ندارم و کسى را نمى یابم که با او بسازم تمام وسایل
اَسْبابُ الْخَدایِـع عَنّى، وَاضْمَحَلَّ کُلُّ مَظْنُون عَنِّى، اَفْرَدَنِى الدَّهْرُ
چاره از من قطع شده و هر کجا گمان داشتم از بین رفت روزگار مرا تنها به درگاهت
اِلَیْکَ، فَقُمْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ هذَا الْمَقامَ، یا اِلهى بِعِلْمِکَ کانَ هذا کُلُّهُ، فَکَیْفَ
روانه ام کرده پس پیش رویت در این جا ایستادم معبودا تمام اینها با علم تو بوده پس تو چگونه
اَنْتَ صانِعٌ بى، وَلَیْتَ شِعْرى کَیْفَ تَقُولُ لِدُعآئى، اَتَقُولُ نَعَمْ اَمْ تَقُولُ لا،
با من رفتار خواهى کرد و اى کاش مى دانستم که پاسخ دعایم را چگونه خواهى گفت آیا مى گویى «آرى» یا مى گویى «نه»
فَاِنْ قُلْتَ لا فَیا وَیْلى یا وَیْلى یا وَیْلى، یا عَوْلى یا عَوْلى یا عَوْلى، یا
پس اگر گفتى «نه» پس واى بر من واى بر من، واى بر من، اى بیچارگى من اى بیچارگى من، اى بیچارگى من،
شِقْوَتى یا شِقْوَتى یا شِقْوَتى، یا ذُلّى یا ذُلّى یا ذُلّى، اِلى مَنْ وَ مِمَّنْ اَوْ
اى بدبختیم اى بدبختیم اى بدبختیم، اى خواریم، اى خواریم، اى خواریم به چه کس! و از چه کسى یا
عِنْدَ مَنْ، اَوْ کَیْفَ اَوْ ماذا، اَوْ اِلى اَىِّ شَىْء اَلْجَأُ وَ مَنْ اَرْجُو، وَ مَنْ یَجُودُ
پیش چه کس یا چطور یا چگونه یا به چه چیز پناه ببرم و به که امید داشته باشم و کیست که به فضل خود
«شیخ طوسى»(1) و «سیّد بن طاووس»(2)، از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده اند که آن حضرت فرمود: هر یک از شما نماز امیر مؤمنان را بجا آورد، مانند روزى که از مادر متولّد شده، از گناهان پاک مى گردد و حاجت هاى وى برآورده مى شود.
این نماز چهار رکعت است (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و پنجاه مرتبه سوره «توحید» را بخواند و پس از نماز این تسبیح را بگوید که تسبیح آن حضرت است; این تسبیح مطابق نقل علاّمه مجلسى چنین است:
null
سُبْحانَ مَنْ لاتَبیدُ مَعالِمُهُ،سُبْحانَ مَنْ لاتَنْقُصُ خَزآئِنُهُ،سُبْحانَ مَنْ لاَ
منزه است آن که نشانه هایش نابود نشود منزه است آن که هیچ وقت خزاین (کرمش) کم نشود منزه است آن که
اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْفَدُ ما عِنْدَهُ، سُبحانَ مَنْ لاَ انْقِطاعَ
فخرش زوال نپذیرد منزه است آن که داراییش تمام نشود منزه است آن که دورانش
لِمُدَّتِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا یُشارِکُ اَحَداً فى اَمْرِهِ، سُبْحانَ مَنْ لا اِلـهَ غَیْرُهُ
سپرى نشود منزه است آن که کسى را در کارش شرکت ندهد منزه است آن که معبودى جز او نیست
سپس دعا کند وبگوید:
null
یا مَنْ عَفا عَنِ السَّیِئاتِ وَ لَمْ یُجازِ بِها، اِرْحَمْ عَبْدَکَ یا
اى آن که درگذرى از بدیها (گناهان) و بدانها کیفر نکنى به بنده ات رحم کن اى
اَللهُ یا اَللهُ، نَفْسى نَفْسى، اَنـَا عَبْدُکَ یا سَیِّداهُ، اَنـَا عَبْدُکَ بَیْنَ یَدَیْکَ اَیا
خدا، اى خدا، اى خدا، مرا مرا (ترحم کن) من بنده توام اى آقاى من، من بنده توام که در برابرت هستم اى
رَبّاهُ، اِلـهى بِکَیْنُونَتِکَ یا اَمَلاهُ، یا رَحْماناهُ یا غِیاثاهُ، عَبْدُکَ عَبْدُکَ لا
پروردگار من اى معبود من به هستى خودت سوگند اى آرزوى من اى بخشاینده اى فریادرس بنده ات، بنده ات
عَلىَّ بِفَضْلِهِ حینَ تَرْفُضُنى یا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، وَ اِنْ قُلْتَ نَعَمْ کَما هُوَ الظَّنُّ
بر من بخشش کند آن زمان که تو برانیم اى آنکه آمرزشش پهناور است، اما اگر بگویى «آرى» چنانچه گمان به تو همین است
بِکَ وَ الرَّجآءُ لَکَ، فَطُوبى لى، اَنـَا السَّعیدُ وَ اَ نَا الْمَسْعُودُ، فَطُوبى لى،
و همین امید را به تو دارم پس خوشا بر حالم، در آن حال من سعادتمند و خوشبختم و خوشا بحالم که
وَاَنـَا الْمَرْحُومُ، یا مُتَرَحِّمُ یا مُتَرَئِّفُ، یا مُتَعَطِّفُ یا مُتَجَبِّرُ، یا مُتَمَلِّکُ یا
مشمول رحمتت واقع شده ام اى رحم کننده بسیار رؤف و با عطوفت اى دارنده بزرگى اى دهنده فرمانروایى اى
مُقْسِطُ، لا عَمَلَ لى اَبْلُغُ بِهِ نَجاحَ حاجَتى، اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى جَعَلْتَهُ
خداى دادگر عملى ندارم که بوسیله آن به خواسته ام ظفر جویم از تو مى خواهم به حق آن نامت که آن را
فى مَکْنُونِ غَیْبِکَ، وَ اسْتَقَرَّ عِنْدَکَ، فَلا یَخْرُجُ مِنْکَ اِلى شَىْء سِواکَ،
در پرده غیب خود پنهان کرده اى و نزد خودت قرار گرفته بطورى که براى هیچ موجود دیگرى غیر از تو ظاهر نشود
اَسْئَلُکَ بِهِ وَبِکَ وَبِهِ، فَاِنَّهُ اَجَلُّ وَ اَشْرَفُ اَسْمآئِکَ، لا شَىْءَ لى غَیْرُ هذا،
بدان نام از تو مى خواهم و بذات خودت که آن برتر و شریفترین نامهاى توست و چیزى غیر از این ندارم
وَلا اَحَدَ اَعْوَدُ عَلىَّ مِنْکَ، یا کَیْنُونُ یا مُکَوِّنُ، یا مَنْ عَرَّفَنى نَفْسَهُ، یا مَنْ
و کسى سود رسانتر از تو به من نیست اى هست به خود و اى هستى ده اى که خود را به من شناساندى اى که
اَمَرَنى بِطاعَتِهِ، یا مَنْ نَهانى عَنْ مَعْصِیَتِهِ، وَ یا مَدْعُوُّ یا مَسْئُولُ، یا
مرا به طاعتت واداشتى اى که مرا از نافرمانیت بازداشتى اى که تو را خوانند و از تو خواهند
مَطْلُوباً اِلَیْهِ، رَفَضْتُ وَصِیَّتَکَ الَّتى اَوْصَیْتَنى بِها وَ لَمْ اُطِعْکَ، وَ لَوْ اَطَعْتُکَ
و تو را طلب کنند وصیتى که در (باره پیروى نکردن شیطان) به من کردى بدور انداختم و پیرویت نکردم و اگر آنچه
فیما اَمَرْتَنى لَکَفَیْتَنى ما قُمْتُ اِلَیْکَ فیهِ، وَ اَنـَا مَعَ مَعْصِیَتى لَکَ راج، فَلا
دستورم داده بودى اطاعتت مى کردم تو هم درباره آنچه به درگاهت آمدم کفایتم مى کردى ولى با این که من معصیت کارم به تو امیدوارم پس
تَحُلْ بَیْنى وَ بَیْنَ ما رَجَوْتُ، یا مُتَرَحِّماً لى اَعِذْنى مِنْ بَیْنِ یَدَىَّ وَ مِنْ
میان من و آنچه امید بدان دارم جدایى میفکن اى ترحم کننده بر من پناهم ده از پیش رو و از
خَلْفى، وَ مِنْ فَوْقى وَ مِنْ تَحْتى، وَ مِنْ کُلِّ جِهاتِ الاِْحاطَةِ بى، اَللّـهُمَّ
پشت سرم و از بالاى سرم و از زیر پایم و از هر جهت که به من احاطه دارد خدایا
بِمُحَمَّد سَیِّدى، وَ بِعَلِىٍّ وَلِیّى، وَبِالاَْئِمَّةِ الرّاشِدینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ، اِجْعَلْ
به حق محمّد آقاى من و به حق على مولاى من و به حق امامان راهنمایم که برایشان درود باد رحمتهاى
عَلَیْنا صَلَواتِکَ وَ رَاْفَتَکَ وَ رَحْمَتَکَ، وَاَوْسِعْ عَلَیْنا مِنْ رِزْقِکَ، وَ اقْضِ
خود و لطف و مهرت را بر ما شامل گردان و روزیت را بر ما وسیع گردان و دَین
عَنَّا الدَّیْنَ وَجَمیعَ حَوآئِجِنا، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ.
ما را ادا فرما و همه حاجتهاى ما را برآور یا اللّه یا اللّه یا اللّه که همانا تو بر هر چیزى توانایى.
امام(علیه السلام) فرمود: هر کس این نماز را بجا آورد و این دعا را بخواند گناهان او آمرزیده شود.(4)
null
حیلَةَ لَهُ، یا مُنْتَهى رَغْبَتاهُ، یا مُجْرِىَ الدَّمِ فى عُرُوقى، عَبْدُکَ یا سَیِّداهُ یا
چاره اى برایش نیست اى منتهاى آرمانم اى روان کننده خون در رگهایم بنده تو (مى گوید:) اى آقاى من اى

1. مصباح المتهجّد، صفحه 292.
2. جمال الاسبوع، صفحه 248.
3. در مصباح المتهجّد «و لا غناءَ عن نفسى» آمده است.
4. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 172، حديث 5.

نماز حضرت فاطمه(س...
در روایتى آمده است، حضرت زهرا(علیها السلام) دو رکعت نماز مى خواند که جبرئیل به وى آموخته بود.کیفیّت این نماز بدین گونه است که در رکعت اوّل بعد از حمد، صد مرتبه سوره «انّاانزلناه» و در رکعت دوم بعد از حمد، صد مرتبه سوره «توحید» مى خواند و پس از سلام این دعا رامى خواند:
null
سُبحانَ ذِى الْعِزِّ الشّامِخِ الْمُنیفِ، سُبْحانَ ذِى الْجَلالِ الْباذِخِ الْعَظیمِ،
منزه است (خداى) صاحب عزت بسیار بلند و مرتفع منزه است (خداى) صاحب جلال والاى بزرگ،
سُبحانَ ذِى الْمُلْکِ الْفاخِرِ الْقَدیمِ، سُبحانَ مَنْ لَبِسَ الْبَهْجَةَ وَ الْجَمالَ،
منزه است (خداى) صاحب فرمانروایى فاخر قدیم منزه است کسى که در بردارد خرّمى و زیبایى را
سُبحانَ مَنْ تَرَدّى بِالنُّورِ وَالْوَقارِ، سُبحانَ مَنْ یَرى اَثَرَ النَّمْلِ فِى الصَّفا،
منزه است آن که به رداى نور و وقار خود را آراسته منزه است آن که جاى پاى مور را در روى سنگ صاف ببیند
سُبحانَ مَنْ یَرى وَقْعَ الطَّیْرِ فِى الْهَواءِ، سُبحانَ مَنْ هُوَ هکَذ الا هکَذا غَیْرُهُ.(1)
منزه است آن که گذرگاه پرنده را در هوا ببیند منزه است آن که او این چنین است و دیگرى چنین نیست.
در روایت دیگرى آمده است که بعد از این نماز، تسبیح مشهور حضرت زهرا(علیها السلام) را که پس از هر نمازى مستحب است، بگوید و بعد از آن صد مرتبه صلوات بفرستد.(2)
null

1. همان مدرک، صفحه 180، حديث 7.
2. همان مدرک، صفحه 181، حديث 8.

نماز ديگرى از آن حضرت
اِلـهى وَسَیِّدى،مَنْ تَهَیَّأَ أوْ تَعَبَّأَ اَوْ اَعَدَّ اَوِ اسْتَعَدَّ لِوِفادَةِ مَخْلُوق رَجآءَ
اى معبود و اى آقاى من هرکس آماده و مجهز و مهیا و مستعد براى ورود بر مخلوقى شده به امید
رِفْدِهِ، وَفَوائِدِهِ وَ نائِلِهِ، وَ فَواضِلِهِ وَ جَوآئِزِهِ، فَاِلَیْکَ یا اِلـهى کانَتْ
دهش و فوائد و بخشش و عطایا و جوایزش ولى اى معبود من به سوى توست
تَهْیِئَتى وَتَعْبِئَتى، وَاِعْدادى وَ اسْتِعْدادى، رَجآءَ رِفْدِکَ وَ فَوآئِدِکَ
آمادگى و تجهیز و تهیه و استعداد من به امید فوائد و نیکى
وَمَعْرُوفِکَ، وَ نآئِلِکَ وَجَوآئِزِکَ، فَلا تُخَیِّبْنى مِنْ ذلِکَ، یا مَنْ لا تَخیبُ
و بخشش و عطایا و جوایز تو پس از این باره محرومم مکن اى که ناامید نکند
عَلَیْهِ مَسْئَلةُ السّآئِلِ، وَ لا تَنْقُصُهُ عَطِیَّةُ نآئِل، فَاِنّى لَمْ آتِکَ بِعَمَل صالِح
سائلى را در سؤال و نکاهد از او عطا وبخشش و من با کردار شایسته اى که پیش کش باشد
قَدَّمْتُهُ، وَ لا شَفاعَةِ مَخْلُوق رَجَوْتُهُ اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِشَفاعَتِهِ، اِلاّ مُحَمَّداً
به درگاهت نیامده و نه به شفاعت مخلوقى امید بسته ام که بدانوسیله به تو تقرّب جویم جز به شفاعت محمّد
وَاَهْلَ بَیْتِهِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ، اَتَیْتُکَ اَرْجُو عَظیمَ عَفْوِکَ، اَلَّذى
و خاندانش که درود تو بر او و ایشان باد به درگاهت آمده و امید گذشت عظیم تو را دارم همان گذشتى که
عُدْتَ بِهِ عَلَى الْخاطِئینَ عِنْدَ عُکُوفِهِمْ عَلَى الْمَحارِمِ، فَلَمْ یَمْنَعْکَ طُولُ
توجه کنى بدان بر آنان که خطاکارند در آن هنگامى که بر کارهاى حرام درافتاده اند و توقف طولانى آنها
عُکُوفِهِمْ عَلَى الْمَحارِمِ اَنْ جُدْتَ عَلَیْهِمْ بِالْمَغْفِرَةِ، وَ اَنْتَ سَیِّدِى الْعَوّادُ
بر محرمات باز ندارد تو را از اینکه آمرزشت را از ایشان بازدارى و تو اى آقاى من بسیار برگشت
بِالنَّعْمآءِ، وَ اَنـَا الْعَوّادُ بِالْخَطآءِ، اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّد وآلِهِ الطّاهِرِینَ، اَنْ
به نعمت بخشى دارى و من بسیار برگشت به خطا کارى، از تو مى خواهم به حق محمّد و خاندان پاکش که
تَغْفِرَ لى ذَنْبِىَ الْعَظیمَ، فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الْعَظیمَ اِلاَّ الْعَظیمُ، یا عَظیـمُ یا عَظیـمُ
گناه بزرگ مرا بیامرزى که گناه بزرگ را جز شخص بزرگ نیامرزد اى خداى بزرگ، اى خداى بزرگ،
یا عَظیمُ، یا عَظیمُ یا عَظیمُ، یا عَظیمُ یا عَظیمُ.(1)
اى خداى بزرگ، اى خداى بزرگ، اى خداى بزرگ، اى خداى بزرگ، اى خداى بزرگ.
«شیخ طوسى» و «سیّد بن طاووس» روایت کرده اند از صفوان، که محمّد بن على حلبى در روز جمعه اى، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسید و از آن حضرت پرسید، از شما مى خواهم بهترین اعمال را در امروز، به من تعلیم فرمایى. امام(علیه السلام) فرمود: من کسى را نمى شناسم که از فاطمه(علیها السلام) نزد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با عظمت تر باشد و چیزى برتر از آن عملى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به وى آموخت سراغ ندارم. آن عمل چنین است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به حضرت زهرا(علیها السلام) فرمود: در صبح روز جمعه غسل کند و چهار رکعت نماز بخواند (به دو سلام) در رکعت اوّل بعد از حمد، پنجاه مرتبه سوره «توحید» و در رکعت دوم پس از حمد، پنجاه مرتبه سوره «عادیات» و در رکعت سوم بعد از حمد پنجاه مرتبه سوره «زلزال» و در رکعت چهارم پس از حمد، پنجاه مرتبه سوره «نصر» را بخواند، و پس از اتمام نماز بگوید:
null

1. مصباح المتهجّد، صفحه 318 و جمال الاسبوع، صفحه 264 و بحارالانوار، جلد 86، صفحه 368، حديث 64 (با اندکى تفاوت).

نماز امام حسن(ع)
«سیّد بن طاووس» در «جمال الاسبوع» نمازى براى آن حضرت(علیه السلام) نقل کرده است که چهار رکعت است (هر دو رکعت با یک سلام) و به همان کیفیّت نماز امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى باشد و در روز جمعه خوانده مى شود.
نماز دیگرى از آن حضرت نیز نقل کرده که در روز جمعه خوانده مى شود و آن هم چهار رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و بیستوپنج مرتبه سوره «توحید» رابخواند و پس از آن این دعا را بخواند:
null
اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ، وَاَتَقرَّبُ اِلَیْکَ بِمُحَمَّد عَبْدِکَ
خدایا من تقرّب جویم به درگاهت بوسیله بخشش و کرمت و تقرّب جویم بدرگاهت بوسیله محمّد بنده
وَرَسُولِکَ، وَاَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ بِمَلائِکَتِکَ الْمُقَرَّبینَ، وَ اَنْبِیآئِکَ وَ رُسُلِکَ، اَنْ
و فرستاده ات و تقرب جویم به درگاهت بوسیله فرشتگان مقرّب و پیمبران و رسولانت که
تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ، وَ عَلى آلِ مُحَمَّد، وَ اَنْ تُقیلَنى
درود فرستى بر محمّد بنده و فرستاده ات و بر خاندان محمّد و این که از لغزشم
عَثْرَتى، وَ تَسْتُرَ عَلَىَّ ذُنُوبى وَ تَغْفِرَها لى، وَتَقْضِىَ لى حَوآئِجى، وَ لا
درگذرى و گناهانم را بپوشانى و آنها را بیامرزى و حاجتهایم را برآورى و به کار زشتى
تُعَذِّبْنى بِقَبیح کانَ مِنّى، فَاِنَّ عَفْوَکَ وَ جُودَکَ یَسَعُنى، اِنَّکَ عَلى کُلِّ
که از من سر زده عذابم نکنى زیرا که گذشت و بخشش تو چنان هست که مرا فرا گیرد و همانا تو بر هر
شَىْء قَدیرٌ.(1)
کارى توانایى.

1. جمال الاسبوع، صفحه 270 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 185، حديث 11.

نماز امام حسين(ع)
این نماز چهار رکعت است (به دو سلام) در هر رکعت سوره «حمد» پنجاه مرتبه و سوره «توحید» نیز پنجاه مرتبه خوانده مى شود، همچنین در رکوع - پس از ذکر رکوع - سوره هاى حمد و توحید، هر کدام ده مرتبه و پس از سربرداشتن از رکوع نیز هر کدام را ده مرتبه و در سجده اوّل و میان دو سجده - هنگامى که نشسته اى - و در سجده دوم نیز هر یک از حمد و توحید را ده مرتبه مى خوانى، و پس از پایان چهار رکعت نماز; این دعا را مى خوانى:
null
اَللّهُمَّ اَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لاِدَمَ وَحَوّا، اِذْ قالا رَبَّنا ظَلَمْنا اَنْفُسَنا وَاِنْ لَمْ
خدایا تویى که دعاى آدم و حوا را به اجابت رساندى آنگاه که گفتند پروردگارا ما به خود ستم کردیم و اگر ما را
تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ، وَناداکَ نُوحٌ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ،
نیامرزى و به ما رحم نکنى حتماً از زیانکاران خواهیم بود، و نوح تو را ندا کرد و تو اجابتش کردى
وَنَجَّیْتَهُ وَاَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظیمِ، وَاَطْفَاْتَ نارَ نُمْرُودَ عَنْ خَلیلِکَ
و او و کسانش را از گرفتارى بزرگ نجات دادى و خاموش کردى آتش نمرود را از خلیلت
اِبْراهیمَ، فَجَعَلْتَها بَرْداً وَسَلاماً، وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ لاَِیُّوبَ، اِذْ نادى
ابراهیم و آن را سرد و سلامت کردى و تویى که دعاى ایوب را به اجابت رساندى آنگاه که ندا کرد
رَبِّ مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ، فَکَشَفْتَ ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ، وَآتَیْتَهُ
پروردگارا من به محنت دچارم و تو مهربانترین مهربانانى و تو محنتش را برطرف کردى و کسانش را به او دادى
اَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِکَ، وَذِکْرى لاُِولِى الاَْلْبابِ، وَاَنْتَ
و مانندشان را همراه آنها (اضافه) به او دادى از روى مرحمتى از خودت و اندرزى براى خردمندان و تویى
وَطَیِّبْ بَقِیَّةَ حَیاتى، وَطَیِّبْ وَفاتى، وَاخْلُفْنى فیمَنْ اَخْلُفُ، وَاحْفَظْنى
و خوش و خرم کن باقیمانده زندگیم را و خوش گردان وفاتم را و جانشین من باش در میان آنان که بجاى گذارم و با دعایم
یا رَبِّ بِدُعآئى، وَاجْعَلْ ذُرِّیَّتى ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً، تَحُوطُها بِحِیاطَتِکَ، بِکُلِّ ما
پروردگارا مرا نگهدارى کن و فرزندانم را فرزندانى پاکیزه قرار ده و در برگیر آنها را به در برگرفتن خودت به همه آنچه
حُطْتَ بِهِ ذُرِّیَّةَ اَحَد مِنْ اَوْلِیآئِکَ وَاَهْلِ طـاعَتِکَ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ
دربرگیرى بدانها فرزندان یکى از دوستان خود و فرمانبردارانت را به رحمتت اى مهربانترین
الرّاحِمینَ، یا مَنْ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْء رَقیبٌ، وَلِکُلِّ داع مِنْ خَلْقِکَ
مهربانان اى که بر هر چیز نگهبانى و بر هر که از آفریدگانت که تو را بخواند
مُجیبٌ، وَمِنْ کُلِّ سآئِل قَریبٌ، اَسْئَلُکَ یا لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْحَىُّ الْقَیُّومُ،
اجابت کنى و به هر خواستارى نزدیکى از تو خواهم اى که معبودى جز تو نیست زنده پاینده
اَلاَْحَدُ الصَّمَدُ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ، وَبِکُلِّ اسْم
یکتاى بى خللى که نزاید و نه زاییده شده و نیست برایش همتایى هیچ کس، و به حق هر نامى
رَفَعْتَ بِهِ سَمآئَکَ، وَفَرَشْتَ بِهِ اَرْضَکَ، وَاَرْسَیْتَ بِهِ الْجِبالَ، وَاَجْرَیْتَ بِهِ
که بلند کردى بدان آسمانت را و فرش کردى بدان زمینت را و محکم و پابرجا کردى بدان کوهها را و روان کردى بدان
الْمآءَ، وَسَخَّرْتَ بِهِ السَّحابَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ وَاللَّیْلَ وَالنَّهارَ،
آب را و تسخیر کردى بدان ابرها و خورشید و ماه و ستاره ها و شب و روز را
الَّذِى اسْتَجَبْتَ لِذِى النُّونِ، حینَ ناداکَ فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلـهَ اِلاّ اَنْتَ،
که به اجابت رساندى دعاى ذوالنون (حضرت یونس) را هنگامى که ندا کرد تو را در تاریکیها که معبودى جز تو نیست
سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ، فَنَجَّیْتَهُ مِنَ الْغَمِّ، وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ
منزهى تو و من از ستمکارانم و از اندوه نجاتش دادى و تویى که دعاى
لِمُوسى وَهرُونَ دَعْوَتَهُما، حینَ قُلْتَ: قَدْ اُجیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقیما.
موسى و هارون را اجابت کردى هنگامى که فرمودى دعایتان به اجابت رسید پس استقامت ورزید
وَاَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ، وَغَفَرْتَ لِداوُدَ ذَنْبَهُ، وَتُبْتَ عَلَیْهِ رَحْمَةً مِنْکَ
و غرق کردى فرعون و قومش را و آمرزیدى براى داود گناهش را و توبه اش را از روى مرحمتى که داشتى
وَذِکْرى، وَفَدَیْتَ اِسْماعیلَ بِذِبْح عَظیم بَعْدَما اَسْلَمَ، وَتَلَّهُ لِلْجَبینِ،
و اندرز (دیگران) پذیرفتى و فدا کردى براى اسماعیل قربانى بزرگى پس از آن که تسلیم شد و (پدرش) پیشانى او را بر خاک نهاد
فَنادَیْتَهُ بِالْفَرَجِ وَالرَّوْحِ، وَاَنْتَ الَّذى ناداکَ زَکَرِیّا نِدآءً خَفِیّاً، فَقالَ رَبِّ
و تو او را به گشایش و رحمت ندا کردى و تویى آن خدایى که زکریا در پنهانى تو را ندا کرده گفت: پروردگارا
اِنّى وَهَنَ الْعَظْمُ مِنّى، وَاشْتَعَلَ الرَّاْسُ شَیْباً، وَلَمْ اَکُنْ بِدُعآئِکَ رَبِّ شَقِیّاً،
من استخوانم سست شده و موى سرم سپید گشته و نبوده ام پروردگارا در زمینه دعاى تو (در گذشته) محروم
وَقُلْتَ: یَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَکانُوا لَنا خاشِعینَ، وَاَنْتَ الَّذِى اسْتَجَبْتَ
و تو فرمودى «مى خوانند ما را از روى شوق و ترس و براى ما خاشع بودند» و تویى خدایى که اجابت کردى
وَخَلَقْتَ الْخَلائِقَ کُلَّها، اَسْئَلُکَ بِعَظَمَةِ وَجْهِکَ الْعَظیمِ، اَلَّذى اَشْرَقَتْ لَهُ
و آفریدى همه آفریدگان را از تو خواهم به بزرگى ذات بزرگت که تابناک شد برایش
السَّمواتُ وَالاَْرْضُ، فَاَضائَتْ بِهِ الظُّلُماتُ، اِلاّ صَلَّیْتَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ
آسمانها و زمین و روشنى گرفت بدان تاریکیها که (اوّلاً) درود فرستى بر محمّد و آل
مُحَمَّد، وَکَفَیْتَنى اَمْرَ مَعاشى وَمَعادى، وَاَصْلَحْتَ لى شَاْنى کُلَّهُ، وَلَمْ
محمّد و (پس از آن) کفایت کنى کار معاش و معاد مرا و اصلاح کنى همه کارهایم را و مرا
تَکِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَیْن، وَاَصْلَحْتَ اَمْرى وَاَمْرَ عِیالى، وَکَفَیْتَنى
بخودم وامگذارى چشم برهم زدنى و اصلاح کنى کار من و کار خانواده ام را و کفایت کنى از من
هَمَّهُمْ، وَاَغْنَیْتَنى وَاِیّاهُمْ مِنْ کَنْزِکَ وَخَزآئِنِکَ، وَسَعَةِ فَضْلِکَ الَّذى لا
اندوه ایشان را و بى نیاز کنى من و ایشان را از گنج خود و خزینه هایت و فراخى فضلت که هرگز
یَنْفَدُ اَبَداً، وَاَثْبِتْ فى قَلْبى یَنابیعَ الْحِکْمَةِ الَّتى تَنْفَعُنى بِها،
پایان نپذیرد و پابرجا کن در دلم چشمه هاى حکمتى را که سود دهى مرا بدان
وَتَنْفَعُ بِها مَنِ ارْتَضَیْتَ مِنْ عِبادِکَ، وَاجْعَلْ لى مِنَ الْمُتَّقینَ فى آخِرِ
و سود دهى بدان هر که را که پسندیده اى از بندگانت و قرار ده برایم از مردمان با تقوا در آخرالزمان
الزَّمانِ اِماماً، کَما جَعَلْتَ اِبْراهیمَ الْخَلیلَ اِماماً، فَاِنَّ بِتَوْفیقِکَ یَفُوزُ
امامى چنانچه ابراهیم خلیل را امام گردانیدى زیرا مردمان رستگار به توفیق تو
الْفآئِزُونَ، وَیَتُوبُ التّآئِبُونَ، وَیَعْبُدُکَ الْعابِدُونَ، وَبِتَسْدیدِکَ یَصْلُحُ
رستگار شوند و توبه کنندگان نیز به توفیق تو توبه کنند و عبادت کنندگان نیز به توفیق تو عبادتت کنند و به تأیید و یارى تو شایسته گردند
لِلَّذینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ، لِتَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِکَ، فَلا تَجْعَلْنى مِنْ
براى آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام دادند تا بیفزایى بر آنها از فضل خود پس قرارم مده از
اَهْوَنِ الدّاعینَ لَکَ، وَالرّاغِبینَ اِلَیْکَ، وَاسْتَجِبْ لى کَمَا اسْتَجَبْتَ لَهُمْ
خوارترین و پست ترین دعا کنندگانت و مشتاقان درگاهت و دعایم را به اجابت رسان چنانچه دعاى آنان را به اجابت رساندى
بِحَقِّهِمْ عَلَیْکَ، فَطَهِّرْنى بِتَطْهیرِکَ، وَتَقَبَّلْ صَلاتى وَدُعآئى بِقَبُول حَسَن،
و به حق ایشان بر تو که مرا پاک گردان به پاک کردن خودت و بپذیر نماز و دعایم را بپذیرش خوبى،
الصّالِحُونَ الْمُحْسِنُونَ الْمُخْبِتُونَ، اَلْعابِدُونَ لَکَ، اَلْخائِفُونَ مِنْکَ،
مردمان شایسته نیکوکار و فروتن و آنان که تو را عبادت کنند و از تو ترسانند،
وَبِاِرْشادِکَ نَجَا النّاجُونَ مِنْ نارِکَ، وَاَشْفَقَ مِنْهَا الْمُشْفِقُونَ مِنْ خَلْقِکَ،
و با ارشاد و راهنمایى تو نجات یابند نجات یافتگان از آتش دوزخت و بهراسند از آن هراسناکان از آفریدگانت
وَ بِخِذْلانِکَ خَسِرَ الْمُبْطِلُونَ، وَهَلَکَ الظّالِمُونَ، وَغَفَلَ الْغافِلُونَ، اَللّهُمَّ
و بوسیله خوار کردن تو زیانکار شوند اهل باطل و هلاک شدند ستمکاران و غافل شدند بیخبران خدایا
آتِ نَفْسى تَقْویها، فَاَنْتَ وَلِیُّها وَمَوْلیها، وَاَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکّیها، اَللّهُمَّ بَیِّنْ
بده به نفس من پرهیزکاریش را که تویى اختیار دار و سرپرستش و تویى بهترین کسى که پاکیزه اش کردى خدایا راهنماییش را
لَها هُداها، وَاَلْهِمْها تَقْویها، وَبَشِّرْها بِرَحْمَتِکَ حینَ تَتَوَفّاها، وَنَزِّلْها مِنَ
برایش آشکار کن و پرهیزکاریش را به او الهام کن و به رحمت خود نویدش ده آنگاه که او را از این جهان ببرى و در بلندترین جاهاى
الْجِنانِ عُلْیاها، وَطَیِّبْ وَفاتَها وَمَحْیاها، وَاَکْرِمْ مُنْقَلَبَها وَمَثْویها،
بهشت منزلش ده و گوارا کن وفات و زندگیش را و گرامى کن جاى بازگشت و منزلگاه
وَمُسْتَقَرَّها وَمَاْویها، فَاَنْتَ وَلِیُّها وَمَوْلیها.(1)
و قرارگاه و مأوایش را که براستى تویى اختیاردار و سرپرستش.

1. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 186 و جمال الاسبوع، صفحه 271 (با اندکى تفاوت).

 

. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 169، حديث 1.

 

+ نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم شهریور 1393 و ساعت 19:12 |
 

نمازهای مستحب
اقسام نمازهاى مستحب
نماز بهترین وسیله ارتباط با خدا، عالى ترین نمود بندگى و روشن ترین نشانه عبودیّت بنده در برابر معبود است. (شرحى درباره اهمّیّت نماز در تربیت انسانها و پرورش فضایل اخلاقى و نظم جامعه انسانى در بحث تعقیبات گذشت).
از این رو در دستورات اسلامى، علاوه بر نمازهاى واجب و فرائض یومیّه، نمازهاى مستحبّ فراوانى وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود داراى اهمّیّت زیاد و تأثیر مناسب است.
نمازهاى مستحب را در یک نگاه کلّى مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ نوافل یومیّه که پیش از فرائض، یا پس از آنها انجام مى شود که وسیله اى براى پذیرش فرائض [ادامه توضیحات]

--------------------------------------------------------------------------------

اقسام نمازهاى مستحب
نماز بهترین وسیله ارتباط با خدا، عالى ترین نمود بندگى و روشن ترین نشانه عبودیّت بنده در برابر معبود است. (شرحى درباره اهمّیّت نماز در تربیت انسانها و پرورش فضایل اخلاقى و نظم جامعه انسانى در بحث تعقیبات گذشت).
از این رو در دستورات اسلامى، علاوه بر نمازهاى واجب و فرائض یومیّه، نمازهاى مستحبّ فراوانى وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود داراى اهمّیّت زیاد و تأثیر مناسب است.
نمازهاى مستحب را در یک نگاه کلّى مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ نوافل یومیّه که پیش از فرائض، یا پس از آنها انجام مى شود که وسیله اى براى پذیرش فرائض و رفع کاستیهاى آنهاست.(1) (شرح آن در بخش آداب و تعقیبات نماز گذشت).
2ـ نمازهایى که در برخى از اوقات شبانه روز که زمان مناسبى براى راز و نیاز با خدا و کسب نورانیّت و معنویّت از پیشگاه ربوبى است بجا آورده مى شود (مثل نماز شب).
3ـ نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) وارد شده است; این نمازها را آن بزرگواران انجام مى دادند و به نام آنها مشهور شده است. از این رو، پیروان آنها نیز با پیروى از سنّت آنان این نمازها را بجا مى آورند.
4ـ نمازهایى که به نام بعضى از اصحاب و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یاران ائمّه معصومین(علیهم السلام) مشهور شده است. این نوع نمازها را معصومین با اهداف خاصّى به آنان تعلیم مى دادند که به نام آنان شهرت یافته است (مانند نماز جعفر طیّار).
تعلیم این گونه نمازها گاه براى بخشش گناهان، یا حلّ مشکلات، یا یک جایزه بزرگ معنوى بوده است.
5ـ نمازهایى که مربوط به زمان هاى خاصّى است، مثل نماز ایّام هفته، مخصوصاً روز جمعه و اوّل ماه و نمازهاى دیگر، که براى کسب معنویّت از آن ایّام مخصوص است.
6ـ نمازهایى که مربوط به مکان هاى خاصّى است که به سبب فضیلت آن مکانها خواندن نماز در آنها توصیه شده است (مثل نماز در مسجد جمکران).
7ـ نمازهایى که براى حلّ مشکلات روحى و یا مادّى و برآورده شدن حاجات و رفع گرفتارى ها از سوى معصومین(علیهم السلام) توصیه شده (مانند نمازهاى حاجت و نماز براى زیاد شدن رزق و مانند آن)، و خود آن بزرگواران نیز در مشکلات رو به درگاه خدا مى آوردند و به نماز پناه مى بردند.(2)
نکته مهم این جاست که تمام این نمازها - هرچند به نامهاى خاصّى مشهور شده - باید به قصد قربت و توجّه به ذات پروردگار انجام شود; هرچند نتیجه نهایى، رسیدن به حاجت هاى دنیوى بوده باشد.
نخست به سراغ نمازهاى مشهور به نام معصومین(علیهم السلام) مى رویم.
بار دیگر تأکید مى کنیم نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) است نمازهایى است که همه به درگاه خداوند یگانه انجام مى شود، ولى چون آن بزرگواران انجام مى دادند به نام آنها مشهور شده و به یقین داراى ارزش بسیارى است. 1. روایتى از امام رضا(علیه السلام) مضمون فوق را تأیید مى کند (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 294، حدیث 24). 2. «انّ رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) کان اذا حَزَبَه اَمرٌ فَزَعَ اِلى الصَلاةِ; هرگاه رسول خدا دچار سختى و دشوارى مى شد، به نماز پناه مى برد» (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 192).

+ نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم شهریور 1393 و ساعت 19:4 |




 حضرت یوشع (ع) که بود ؟

در قرآن به صراحت از یوشع (ع) نامی برده نشده

ولی طبق روایات متعدد و گفتار مفسران وی همان

کسی است که خداونددر قرآن( سوره کهف ، آیه 60 )

در ماجرای ملاقات موسی  و  خضر (ع) او  را همراه و

دوست موسی (ع) معرفی کرده و از او تعبیر به «فتاه»

نموده است .

« یوشع بن نون » مرد  با  ایمان و  شجاع  و  رشید  بنی

اسرائیل است که  پس از موسی (ع) به  پیامبری مبعوث

شد . در یکی از روزها موسی (ع) وی را به حضور طلبیده

و او را وصی و جانشین خود قرار داد و به پیروانش گفت :

« از یوشع (ع) پیروی نمایید . » بعد  از  موسی (ع) سه

نفر از پادشاهان به ترتیب ، زمام  امور را بدست گرفته و

یوشع (ع) را از حقش محروم ساختند و آزار و اذیت ها به

وی رساندند تا اینکه پادشاهان  هلاک شدند و سرانجام

یوشع (ع) به خلافت رسیده  و  زمام  امور  را  به  دست

گرفت .

ولی دو نفر منافق ، صفورا زن حضرت موسی (ع) را فریب

داده ، سر به شورش برداشته  و  با  یوشع (ع)  به  نبرد

پرداختند در حالی  که  یکصد هزار نفر نیروی رزمی فراهم

کرده بودند ، شکست  خورده  و هفتاد هزار نفرشان تار و

مار گشته و  سی  هزار نفر پا به  فرار گذاشتند . در  این

نبردها که صفورا دختر شعیب (ع) و  همسر موسی (ع)

بر زرّافه سوار بود و سپاه منافقین را  رهبری می کرد به

اسارت سپاه یوشع(ع) درآمد  ولی یوشع (ع) او  را  عفو

نموده ، آزاد ساخت و گفت : در قیامت پیامبر خدا موسی

(ع) را ملاقات نموده و از تو به وی شکایت خواهم کرد .

جمعی  از  یاران یوشع (ع) گفتند : صفورا  را  آزاد نکن ،

او را به  جرم  آتش  افروزی به هلاکت  برسان ، ولی

یوشع (ع) گفت : او  همسر موسی (ع) است ، من

به احترام آن حضرت او را عفو نمودم .

منقول است : صفورا  وقتی  کلام  یوشع (ع)  را شنید ،

گفت : واویلا ، والله که اگر بهشت را برای من مباح کنند

که  داخل  شوم ، هر  آینه  شرم خواهم  کرد که در آنجا

پیغمبر خدا  موسی (ع)  را  ببینم  و  حال آنکه پرده او را

دریدم و  بعد  از  او  بر  وصیش  یوشع (ع)  خروج  کردم .

یوشع (ع)  بعد  از  موسی (ع)  30  سال  زنده  بود ( برخی 27

سال ذکر کرده اند )  و  راه  او  را  ادامه  داد  و  بر همه سرزمین

شام مسلط شد . سرانجام  در  سن 120 سالگی  از  دنیا  رفت

و « کالب بن یوفنا » را بعد از خود ، وصی و خلیفه گردانید .

 

+ نوشته شده توسط فاطمه در شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 و ساعت 7:6 |




** طویل‌ترین قبر جهان متعلق به **

**و تحقیق در این زمینه **


«عمران نبی» است که ۸۰ سانتی‌متر عرض و ۳۰ متر طول دارد.
 البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(ع) ۳۰ متر بوده

است، بلکه  برای  تکریم  آن  حضرت  چنین  مزار  طویلی در نظر

 گرفته‌اند.


مقبره عمران نبی(ع)  در  شهر «صلاله» مرکز  استان «ظُفار»

قرار دارد و ظفار،جنوبی‌ترین استان عمان است. این کشور از

سمت غرب باسه کشور امارات متحده عربی،عربستان سعودی

 و یمن همسایه است.


نمای بیرونی مقبره عمران‌نبی کنار مسجدی به همین نام صلاله

نه تنها  از حیث  وجود  زیارتگاه  عمران  نبی(ع)  یک  شهر زیارتی

محسوب می‌شود،بلکه به دلیل موقعیت ویژه خود،مرکزفعالیت‌های

اقتصادی،اجتماعی و  فرهنگی  عمان به حساب  می‌آید  و  قطب

گردشگری این کشور است. 

اما «عمران» کیست؟

«عمران» یکی شخصیت‌های مشهور در قرآن کریم و نام مشترک

پدر حضرت موسی(ع) و حضرت مریم(س) است.




بنابر تحقیقاتی که بنده انجام دادم که بنوعی جوابه سوالات

دوستان بزرگوار است که مبنی بر اینکه آیا قبر امامان و اولیاء

خدا ما به تناسب قد آنها اینطور طویل ساخته شده یا دلیل

دیگر داشته باید عرض کنم دلیل آن این بوده که شاید:

حدس اول :

قد انسان ها از زمان حضرت آدم به تدریج کوتاه شد و در زمان

حضرت نوح تا 3 متر رسید. عمر انسانها هم به تدریج کوتاه شد.

 حدس دوم:

امکان دارد بر اثر مرور زمان وقایع طبیعی مثل سیل محل قبر

را از بین برده باشد و بخاطر همین مشخص نبودن جای آن قبر را

طویل ساخته اند.

حدس سوم:

دیرین شناسان هم معتقدند قد انسانهای سالیان دور بسیاربلند

بوده است .نمونه اش هم قبر و اسکلت حفاظت شدهای که در

عربستان کشف شده است.

حدس چهارم:

بعضی هم این موضوع را خرافات میدانند و میگویند اولیاء خدا این

قدشان بلند نبوده .

حدس پنجم:

و مثلا قبر هابیل که 7متر طول دارد نه به این منظور بوده که هابیل

7 متر داشته بلکه قبرش 7 متر طول دارد.

حدس ششم:

خداوند قادر به همه چیز هست و امکان دارد اینطور بوده باشد.



+ نوشته شده توسط فاطمه در شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 و ساعت 6:55 |

الف)اگر سازه فلزی از کعبه بالاتر باشد:

1- طبق فتوای مقام معظم رهبری مدظله العالی هم خود انسان بایددر آنجا طواف کند هم نایب بگیرد درپایین برای اونیابتا انجام دهد.

2- آیت الله سیستانی: بایدنایب برای او در پایین نیابتا انجام دهد ولازم نیست خودش دربالا انجام دهد.

3- آیت الله مکارم شیرازی: خودش در بالا انجام دهد کفایت میکندونیازی به نیابت نیست

اگر پایین تر باشد خودش طبق فتوای همه مراجع در همانجا انجام دهد و نایب گرفتن لازم نیست.

ب) درطبقه اول سازه

چون قطعا از ارتفاع کعبه بسیارکوتاه تر است خود انسان بدون نیاز به نیابت همانجا طواف میکند

برگرفته ازحج و زیارت

بیان اسرار، آداب، احکام و مناسک حج واخبار مهم حج و زیارت

+ نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 و ساعت 6:44 |

                        رفته بودم سفری سمت دیار شهدا

که طوافی بکنم گرد مزار شهدا

به امیدی که دل خسته هوایی بخورد

متبرک شود از گرد و غبار شهدا

هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم

شرمگینم که نشد اشک نثار شهدا

خشکی چشم عطش خورده از آنجاست که من

آبیاری نشدم فصل بهار شهدا

چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق

کاش می شد که شود سنگ مزار شهدا

آخرین خط وصایای دل من اینست

که به خاکم بسپارید کنار شهدا


ا مقلّب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال


    
در معارف اسلامى آمده هر روزى که در آن گناه صورت نگیرد عید است چنان که امام صادق علیه‌السلام مى‌فرماید: "کل یوم لا یعصى اللّه فیه فهو یوم عید"(1)

اما در طول سال چند عید وجود دارد که از آداب و ویژگى خاصى برخوردارند مهم‌ترین آنها اعیاد غدیر، فطر و قربان است، که آثار و برکات زیادى دارند روز ولادت پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و ائمه اطهار علیهم‌السلام نیز از اعیاد مهم اسلامى به شمار مى‌آیند. عید نوروز که با تحویل سال و چرخیدن یک دور کامل زمین به گرد خورشید شروع مى‌شود، از جمله اعیادى است که جنبه ملى داشته و تاریخ پیدایش آن قبل از اسلام است. این عید با آمدن اسلام و زدودن خرافات از چهره آن مورد موافقت و تأیید ضمنى اسلام قرار گرفت در روایات نیز آمده است که روزى براى حضرت على علیه‌السلام هدیه نوروزى آوردند، فرمودند این چیست؟ گفتند: اى امیرالمؤمنین، امروز نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز را براى ما نوروز قرار بدهید.(2)
 
امام صادق علیه‌السلام درباره این عید فرموده‌اند: "... و هیچ نوروزى نیست که ما در آن متوقع گشایش و فرجى نباشیم زیرا نوروز از روزهاى ما و شیعیان ما است."(3)

امام خمینى قدس‌سره در یکى از پیام‌هاى نوروزى مى‌فرماید: "این عید هر چند یک عید اسلامى نیست، ولى اسلام آن را نفى نکرده است."(4)

 مرحوم محمد حسین کاشف الغطاء در جواب این سؤال که اعتقاد شیعه و روش شما درباره روز اول سال (نوروز) چیست؟ چنین نوشتند: نوروز مقتضاى جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا؛ و بر این اساس روایاتى از اهل‌بیت علیهم‌السلام درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده‌اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده‌اند و... .(5)

در این مقال بر آنیم تا درباره دعاى تحویل سال به چهار نکته اشاره کنیم:
 

نکته اول: تعریف و حالات قلب

واژه قلب 132 مرتبه در قرآن آمده است و در دو معنى استعمال مى‌شود: 1. عضوى که در سمت چپ بدن قرار گرفته و خون را تصفیه و به همه بدن پمپاژ مى‌کند. 2. روح و نفس که هدایت‌کننده همه اعضاء و جوارح بدن است. قلبى که در دعاى مذکور آمده از نوع دوم، است که داراى حالات مختلف بد و خوب مى‌باشد:
 
"حالات خوب قلب"

1. قلب سلیم و پاک؛ على علیه‌السلام مى‌فرماید: خداوند وقتى نسبت به بنده‌اى اراده خیر کند قلب سلیم روزى او مى‌گرداند.(6)
 
2. قلب مطمئنه؛ قرآن مى‌فرماید: "اَلا بذکر اللّه تَطمئن القلوب"(7)، همانا با یاد خداوند دل‌ها آرام مى‌گیرد.

3. قلب نورانى؛ از رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد شرح صدر سؤال شد که چیست؟ فرمود نورى است که خداوند در قلب مؤمن قرار مى‌دهد و به وسیله آن سینه‌اش وسعت مى‌یابد.(8)
 
"حالات بد قلب"

1. قساوت قلب؛ این حالت همراه با بى‌تفاوتى نسبت به احکام خداوند به وجود مى‌آید، قرآن مى‌فرماید: “و جعلنا قلوبهم قاسیة”(9)، دل‌هاشان را سخت گردانیدیم.

2. کور شدن قلب؛ شرّالعمى عمى القلب؛ بدترین کورى، کورى قلب است.

3. انحراف قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فلمَا زاغوا ازاغ اللّه قُلُوبهم"(10)، باز چون از حق روى گردانیدند خدا هم دل‌هاى بى‌نورشان را از سعادت و اقبال بگردانید.
 
4. مریض شدن قلب؛ قرآن مى‌فرماید: "فى قلوبهم مرض"(11)، دل‌هاى آنها (منافقین) بیمار است. ‌ ‌

در چنین حالاتى باید گفت که قلب مرده است.

عواملى براى به وجود آمدن حالات بد و منفى در قلب وجود دارد که به برخى از آنها اشاره مى‌شود:

1. گناه؛ در مناجات مى‌خوانیم “و امات قلبى عظیم جنایتى”(12) اى خدا گناهان بزرگ، دل مرا میرانده است” در روایتى پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرماید: گناه بر روى گناه قلب انسان را مى‌میراند.”(13)

2. دلبستگى به دنیا؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “و اماتت الدنیا قلبه”(14)، دنیا قلب او را میرانده است.
 
امام صادق علیه‌السلام نیز قلب سالم را قلبى مى‌دانند که از دنیا دوستى سالم باشد.”(15)
 
3.پرخورى؛ از پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل شده است که فرمودند: با خوردن آب و غذاى فراوان دل را نمیرانید، چون دل مانند کشتزار است که اگر آب فراوان به آن داده شود مى‌میرد.(16)
 
عواملى نیز براى به وجود آمدن حالات خوب در قلب وجود دارد، از جمله:

1. توبه از گناه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: توبه دلها را پاکیزه مى‌کند و گناه را مى‌شوید.(17)

2. انجام عبادت از قبیل نماز و روزه؛
 
3. یاد مرگ؛
 
4. قرآن خواندن؛
 
پیامبر مکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: قلب‌ها زنگار مى‌بندند. مانند زنگ زدن آهنى که آب به آن برسد. گفته شد جلاى این‌گونه قلب‌ها به چه وسیله‌اى ممکن است؟ فرمودند: زیاد یاد کردن مرگ و خواندن قرآن.(18)
 
5. یاد خدا؛ حضرت على علیه‌السلام خطاب به فرزندشان فرمودند: تو را سفارش مى‌کنم به این که قلب خود را با یاد خدا آباد کنى.(19)

6. شنیدن موعظه؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: قلب خود را به وسیله موعظه زنده کن.(20)
 
7. کم خوردن؛ پیامبر اکرم اسلام صلى‌اللّه‌علیه‌وآله مى‌فرمایند: هر که خوراکش کم باشد بدنش سالم و دلش پاک مى‌گردد.(21)

8. هم‌نشینى با اهل معرفت؛ حضرت على علیه‌السلام مى‌فرمایند: “دیدار اهل معرفت آبادانى قلب است.”(22)

9. هم‌نشینى با عاقلان؛ حضرت على علیه‌السلام در جاى دیگرى مى‌فرمایند: آبادانى قلب‌ها در هم‌نشینى عاقلان است.(23)
 
نکته دوم: چرا باید هنگام تحویل سال دعا کنیم؟
 
از آنجا که با سپرى شدن زمستان و ورود فصل بهار، طبیعت از حالت مردگى بیرون آمده و به سمت سرسبزى پیش مى‌رود، ما هم از حالت مردگى بیرون بیاییم و از خدا بخواهیم که حال ما را بهترین حالات قرار بدهد.

نکته سوم: بهترین حال کدام است؟

صلاح و فساد انسان بستگى به قلب او دارد، اگر قلب و تمام وجود انسان متوجه خدا باشد، این بهترین حال براى او است که در این صورت مى‌گویند قلبش زنده است.

از جمله نشانه‌هاى آن این است:
 
1. رحم او زیاد بوده و به فکر دیگران است؛ لذا اگر مشکلى را از یک انسان مشاهده کرد، بى‌تفاوت از کنار آن نمى‌گذرد، بلکه در حد توان جهت رفع آن کوشش مى‌کند.
 
2. اشک چشم او زیاد است؛ مثلاً با شنیدن مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام اشک او سرازیر مى‌شود.
 
3. از شب اول قبر مى‌ترسد؛ لذا تلاش مى‌کند خود را آماده نماید.

نکته چهارم: وظیفه ما
 
هنگام تحویل سال و آداب عید
 
در ایام عید وظایفى داریم که رعایت آنها سبب رشد و تعالى ما مى‌شود که در اینجا به برخى از آن وظایف اشاره مى‌کنیم:

1. خواندن نیایش تحویل سال؛

با نو شدن طبیعت، از صمیم دل این ندا را برآوریم که: "یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محوّل الحول و الاحوال حوّل حالنا الى احسن الحال" اى قلب کننده قلب‌ها و چشم‌ها؛ اى تدبیر کننده شب و روز اى متحول کننده حالات، حال ما را به بهترین حالات متحوّل کن.

2. پوشیدن لباس تمیز؛ امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "هنگامى که نوروز آمد، غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس‌هاى خود را بپوش و با خوش‌بوترین عطرها خود را معطر ساز."(24)
 
3. گشایش در زندگى خانواده؛
 
برخى سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام سرپرست خانواده را به سخاوت و گشایش در زندگى در ایّام عید فرا خوانده تا خاطره‌اى شیرین و به یاد ماندنى براى اهل خانه به جاى ماند و حالت جشن و شادى پیدا کند. روزى شهاب به امام صادق علیه‌السلام عرض کرد: “حق زن بر شوهرش چیست؟” حضرت ‌فرمودند: “...هر میوه‌اى که مردم از آن مى‌خورند، باید به اهل خانه خود بخوراند و خوراکى را که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام به آنها نمى‌رساند، در ایام عید براى آنان تهیه کند.”(25)
 
4. روزه گرفتن و برپایى نماز؛ امام ششم علیه‌السلام فرمودند: “چه خوب است که در این روز روزه‌دار باشیم.”(26) دستور چهار رکعت نماز، سجده شکر و دعاى مخصوص این روز هم مورد سفارش قرار گرفته است.
 
5. درس عبرت گرفتن؛ توجه کنیم که وارد بهار شده‌ایم و باید از این دگرگونى طبیعت درس عبرت بگیریم.
 
6. دید و بازدید؛ از دیگر آداب عید نوروز، دیدار برادران و خواهران مسلمان و آگاهى از شادى‌ها و اندوه‌هاى آنان است. معصوم علیه‌السلام در این باره مى‌فرماید: “این روز نوروز است که مردم در آن اجتماع دارند و همدیگر را ملاقات مى‌کنند تا ...”(27) دیدار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان عزیز؛ و شادباش گفتن سال نو به آنها در این ایام، داراى اهمیت فوق‌العاده‌اى مى‌باشد.
 
7.‌ ‌بررسى اعمال گذشته؛ بررسى کنیم که یک سال را چگونه سپرى کردیم و محاسبه‌اى انجام دهیم که چه قدر گناه کرده‌ایم، آبروى چند نفر را بردیم و چقدر کار خیر انجام داده‌ایم؟ اگر اوصاف زشتى در ما هست، در رفع آنها بکوشیم و اگر کارهاى خیرى انجام داده‌ایم، کوشش کنیم که در آینده مداومت داشته باشد. ‌ ‌

8. کینه‌ها را از دل برکنیم؛ با آمدن بهار، باغ دلمان را پر شکوفه کنیم و همراه با باران بهارى زنگار کینه‌هاى گذشته را از دل برکنیم و سعى کنیم این قدرت روحى را در برابر افردى که با آنها دشمنى داریم، بیشتر کنیم و محبت آنها را در قلب خود ایجاد کنیم، اگر چه ممکن است آنها به ما بدى کرده باشند.

9. با کسانى که کدورت داریم آشتى کنیم؛ مؤمن باید سعى کند جلوى کدورت‌ها را بگیرد و این ایام فرصت خوبى براى زدودن کدورت‌هاست، لذا آشتى با آنها خدا را خشنود و پشت شیطان را به خاک مالیده و بنده خدا را خوشحال مى‌کند.

10. رفتن به اماکن مطهره؛ رفتن به اماکن مطهره مثل حرم ملکوتى حضرت امام رضا علیه‌السلام از اهمیت والایى برخوردار است.

11. رسیدگى به فقرا؛ با کمک به فقرا، آنان را در شادى خودمان شریک نمائیم.
 
12. دورى از اسراف؛ از جمله امورى که توجه بدان لازم و ضرورى مى‌باشد، این است که در مهمانى دادن و پذیرایى، از اسراف جلوگیرى کنیم و بدانیم کمال ما در ولخرجى و سفره‌هاى رنگین آن‌چنانى نیست.



----------پى‌نوشت‌ها----------

1ـ نهج‌البلاغه، حکمت 428.

2ـ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 191.

3ـ بحارالانوار، ج 14.

4ـ اطلاعات، تاریخ 27/12/74.

5ـ مجله فرهنگ جهاد، شماره 6، ص 49.

6ـ غررالحکم.

7ـ سوره رعد، آیه 28.

8ـ مجمع البیان، ج4، ص363.

9ـ سوره مائده، آیه” 13.

10- سوره صف، آیه 5.

11ـ سوره بقره، آیه 10.

12ـ مناجات خمسه عشر.

13ـ مجموعه ورام، ج 7، ص 118.

14ـ نهج‌البلاغه، خطبه 85.

15ـ نور الثقلین، ج 4، ص 58.

16ـ مستدرک الوسایل، ج 3.

17ـ غرر الحکم.

18ـ کنز العمال، خبر 42130.

19ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.
 
20ـ همان، نامه” 31.

21ـ مجموعه ورام، ج 2، ص 229.

22ـ غرر الحکم.

23ـ نهج‌البلاغه، نامه 31.

24ـ المیزان، ج 20، ص 144.

25ـ وسایل الشیعه، ج 15، ص 249.

26ـ میزان الحکمه، ج 7، ص 133.

27ـ همان، ص131.


+ نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه ششم فروردین 1393 و ساعت 12:2 |

 

نجـف اشـرف

نقشه شهر نجف

 

اين شهر که در 160 کيلومتري جنوب غربي بغداد و در کناره دشت بي آب و علف صحراي شام (بادية الشام) واقع است; داراي آب و هواي بسيار گرم و زميني خشک و کم آب مي باشد. در منابع شيعه، روايات فراواني درباره فضيلت و قداست سرزمين نجف آمده است، به همين جهت هر مؤمني آرزوي زيارت اين سرزمين و زندگي و دفن شدن در آن را دارد; زيرا بنا به گفته روايات، هر کس در اين سرزمين مدفون شود، از عذاب قبر در امان است. امروزه اين شهر مرکز يکي از استانهاي عراق و از شهرهاي مهم اين کشور بشمار مي رود.

جايگاههاي زيارتي اين شهر عبارتند از:

1 ـ حرم مطهر اميرالمؤمنين علي(عليه السلام)

 

آستان مقدّس حضرت علي(عليه السلام) در مرکز شهر قرار دارد که از يک گنبد طلايي عظيم و يک گنبد خانه و رواقهاي متعدد و يک صحن، با برخي ضمائم تشکيل شده است. نخستين ساختمان حرم مطهر در دوران هارون الرشيد عباسي بنا گرديد و پس از آن همواره در حال تجديد و عمران و توسعه بوده است. ساختمان امروزي از آثار صفويه است. گنبد عظيم و ايوان روحبخش آن، به دستور نادرشاه افشار با خشتهاي طلايي تزيين شده. آيينه کاري حرم به وسيله هنرمنداني از اصفهان در سالهاي دهه چهل شمسي انجام گرفت.

قبر مطهر حضرت، درون صندوقي از خاتم و ضريحي نقره اي قرار دارد; صندوق خاتم از ساخته هاي دوران شاه اسماعيل صفوي است و از نفايس روزگار بشمار مي رود. ضريح مطهر توسط هنرمندان هندي و چيني در سال 1345 هـ . ق. در هند به همت رهبر شيعيان اسماعيلي ساخته و تقديم حرم مطهر گرديده است.

 

 گرداگرد مرقد منور را از چهار سو رواق در بر گرفته است که همگي به زيباترين شکل توسط هنرمندان ايران تزيين يافته است. حرم مطهر داراي صحن بسيار بزرگ و دلگشايي است که اطراف مرقد مطهر را در برگرفته است. اين صحن از ساخته هاي دوران صفوي است که نماي آن با کاشيهاي خشتي زيبايي تزيين يافته و داراي دو ويژگي منحصر بفرد است:

نخست آن که: در تمام فصول سال، هنگام ظهر شرعي، سايه از سمت شرق از ميان مي رود.

دوّم آن که: همواره نخستين اشعه آفتاب هنگام بامداد از ميان بازار بزرگ شهر گذشته و پس از عبور از دروازه صحن به ضريح مقدّس مي تابد.

در گرداگرد صحن مطهر اتاقهايي قرار دارد که همگي آرامگاه بزرگان است. صحن داراي چهار دروازه اصلي است که بزرگترين آنها در سمت شرق واقع شده و به «باب الذَّهب» شهرت دارد. دومين دروازه در سمت شمال قرار گرفته و به «باب الطوسي» معروف است.

سومين دروازه در جنوب است به نام «باب قبله» و چهارمين آن در سمت غرب واقع شده و به «باب سلطاني» مشهور است.

 

حرم مطهر، داراي برخي بيوتات ضميمه است که عبارتند از:

الف ـ مسجد عمران بن شاهين، که در دالان منتهي به باب الطوسي قرار گرفته است. اين مسجد کهن، از بناهاي عمران بن شاهين، حاکم جنوب عراق در نيمه قرن چهارم هجري است.

ب ـ مسجد خضراء، در زاويه شمال شرقي صحن است که داراي تاريخ کهن مي باشد. اين مسجد در سال 1385 هـ . به طرز زيبايي بازسازي گرديد و دهها سال يکي از مراکز اصلي تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مي رفت.

ج ـ تکيه بَکتاشيها، اين تکيه در دوره حاکميت عثمانيان بر عراق ساخته شده و محل تجمع و برگزاري مراسم صوفيان بکتاشي تُرک بوده است. ساختمان اين تکيه که امروزه به انبار آستانه تبديل شده در شمال غرب صحن واقع است.

د ـ مسجد بالاسر، در دالان سمت غربي صحن قرار گرفته و در محراب آن قطعاتي از کاشيهاي خشتي متعلق به قرن ششم هجري به چشم مي خورد.

 

2 ـ قبرستان وادي السّلام

 

اين قبرستان يکي از مقدسترين گورستانهاي مسلمانان و شيعيان است و در روايات آمده:

«هر مؤمني در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مي رسد که به وادي السلام ملحق
شو» و بدين منظور فرشته اي است به نام «مَلَک نقّاله» که ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان  مي آورد.

 

3 ـ مقام حضرت حجّت (عجّ)

 

اين مقام گورستان وادي السّلام قرار دارد و جايگاه مقدسي است که به آن حضرت نسبت داده مي شود. از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مي پردازند.

 

4 ـ آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح(عليهما السلام)

 

اين آرامگاه در بخش آغازين گورستان وادي السلام واقع شده است. بنابر روايات اين دو پيامبر در اين

سرزمين مدفون اند.

 

5 ـ مقام حضرت زين العابدين(عليه السلام)

 

بنا به گفته روايات، جايگاهي است که امام سجّاد(عليه السلام)هنگام زيارت قبر جدّ خود، در آنجا به نماز ايستاده است، و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است.

 

6 ـ صافي صفا

 

مسجدي است که گفته مي شود امير مؤمنان(عليه السلام) در آنجا نمازگزارده و در گوشه اي از آن مدفن يکي از ياران حضرت قرار دارد.

 

7 ـ مسجد حنّانه

 

اين مسجد در محله اي بدين نام، در ميانه بزرگراه نجف ـ کوفه قرار دارد، و جايي است که بنا بر گفته

روايات، هنگامي که سر امام حسين(عليه السلام) در آن قرار داده

شده، به ناله پرداخته و يا تعظيم کرده است; از اين رو به حَنّانه مشهور است.

 

8 ـ آرامگاه کُميل بن زياد نَخَعي

 

اين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف ـ کوفه قرار گرفته و داراي صحن وسيع و گنبد بزرگي است. کميل از ياران باوفاي حضرت علي(عليه السلام) بود و دعاي کميل که حضرت آن را به وي آموخت، مشهور است.

 

9 ـ آرامگاه شيخ طوسي

 

او که يکي از مشاهير فقهاي اماميه و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460هـ . وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد، اين مکان پس از مدتي تبديل به مسجدي گرديد که طي ده قرن گذشته يکي ازمراکز تدريس حوزه نجف شمرده مي شود. امروزه اين مسجد به نام «جامع الشيخ الطوسي» در شمال حرم مطهر و به فاصله کوتاهي از آن قرار دارد و نيز در گوشه اي از اين مسجد آرامگاه علاّمه آية الله سيد محمد مهدي بحر العلوم قرار گرفته که از مشاهيرعلماي اماميه و متوفاي 1212 هـ . است.

 

10 ـ همانطور که پيشتر گذشت، نجف آرامگاه جمع بسياري از عالمان بزرگ است که برخي از آنان عبارتند از:

* علامه حلّي ، در اتاقي که در راهروي جنب گلدسته شمالي قرار دارد، مدفون است.

گفتني است که قبر حاج آقا مصطفي خميني(رحمه الله) در همين مقبره قرار دارد.

* مقدس اردبيلي ، در اتاقي که در ايوان طلا و جنب گلدسته جنوبي واقع شده، مدفون است.

* سيد محمد کاظم يزدي ، قبر او در مقبره بزرگي است که در سمت شمال صحن مطهر قرار دارد.

* شيخ مرتضي انصاري ، قبر وي درون اتاقي است که در سمت غرب راهرو و دالان باب القبله قرار دارد.

* ميرزاي نائيني ، مدفون در دومين مقبره پيش از زاويه جنوبي است.

* آخوندخراساني، در مقبره جنوبي واقع در دالان باب الذهب قراردارد. درنزديک اومدفن فقيه مشهور ميرزا حبيب الله رشتي وسيد ابوالحسن اصفهاني واقع است.

* آية الله بهبهاني ، وي از رهبران مشروطيت بود که به دست مخالفان و عوامل بيگانه ترور شد. قبر او در دوّمين مقبره پس از دروازه باب السوق، به سمت شمال قرار گرفته است.

* علاوه بر اين بزرگان، که داراي مقابر مشهوري هستند، در صحن و حجره هاي اطراف آن نيز گروه زيادي از شخصيتهاي ديني مدفون اند که برخي از آنان عبارتند از آيات عظام: سيد محمد سعيد حبوبي، شربياني، شيخ محمد حسن آشتياني، سيد ابوالقاسم خويي، سيد محمود شاهرودي، حاج آقا حسين قمي، شيخ الشريعه اصفهاني، سيد عبدالحسين شرف الدين. آقا ضياءالدين عراقي، شيخ محمد حسين غروي اصفهاني، حاج محمد حسين امين الضرب و جز اينها.

 

11 ـ مساجد مشهور نجف عبارتند از:

 

مسجد شيخ طوسي،که درکنارمقبره ايشان واقع است و همچنان محل تدريس اساتيد حوزه نجف مي باشد.

مسجد شيخ انصاري، مشهور به مسجد ترکها که امام خميني(قدس سره) در آن به اقامه نماز جماعت وتدريس مي پرداخت.

مسجد هندي، که از مساجد بزرگ و مشهور نجف و يکي از مراکز تدريس در حوزه علميه نجف و در کنار آن کتابخانه آية الله حکيم و آرامگاه او قرار دارد.

مسجد خضراء، از مساجد مشهور نجف است
که سالها محل تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مي رفت.

مسجد جواهري، که به علت دفن مرحوم صاحب جواهر(رحمه الله) در آن، بدين نام مشهور است.

 

12 ـ مدارس ديني نجف

 

از آنجا که شهر نجف از ده قرن پيش تا کنون، بزرگترين حوزه ديني بوده است، مدارس بسياري در آن به هدف سکونت و تدريس طلاّب ساخته شده که مشهورترين آنها عبارتند از: مدرسه قوام، مدرسه آخوند، مدرسه سيد يزدي، مدرسه قزويني، مدرسه سليميه، مدرسه جامعة النجف الدينيّة، مدرسه بخارائي، مدرسه صدر اعظم، مدرسه بادکوبي، مدرسه مهديّه، مدرسه آية الله بروجردي، مدرسه ايرواني، مدرسه معتمد، مدرسه هندي، مدرسه شربياني، مدرسه خليلي، و مدرسه يزدي.

 

13 ـ کتابخانه هاي نجف

 

نجف شهري حوزوي و مرکز علم و عالمان بوده و هست و از اين رو داراي کتابخانه هاي بسيار است که معمولا در هر مدرسه کتابخانه اي وجود دارد، ليکن تعدادي از آنها مهمتر هستند که عبارتند از:

* کتابخانه حيدريه، که تاريخ آن به قرن چهارم هجري وبه دوره آل بويه مي رسد وداراي نسخه هاي بسيار نفيس است، امروزه در يکي از حجرات صحن مي باشد.

* کتابخانه امير المؤمنين، که از سوي مرحوم علاّمه اميني (صاحب الغدير) در محلّه حويش ساخته شد و آرامگاه آن مرحوم نيز در جوار آن است.

* کتابخانه آية الله حکيم، که در مجاورت مسجد هندي است. آرامگاه آن مرحوم در گوشه اي از مسجد قرار دارد.

+ نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 و ساعت 2:38 |


Powered By
BLOGFA.COM